تیل لیندمنتیل لیندمن (خواننده) ریچارد ز. کروسپهریچارد ز. کروسپه (نوازنده گیتار) پل لندرزپل لندرز (نوازنده گیتار)
کریستین کریستین “فلاکه” لورنز (نوازنده کیبورد) الیور ریدلالیور ریدل (نوازنده گیتار بیس) کریستف کریستف “دوم” اشنایدر (درامر)

 

گروه رامشتاین توسط “ریچارد ز. کروسپه-بنشتاین” شروع شد. او در سال 1989 از طریق مرز اتریش و مجارستان, از آلمان شرقی فرار کرد و سرانجام به آلمان غربی رسید, و گروهی را با نام “Orgasm Death Gimmicks” در سال 1993 تاسیس کرد. او در آن زمان به شدت تحت تاثیر موسیقی آمریکایی بود. پس از خراب شدن دیوار برلین, او به خانه ی خود در شورین, جایی که تیل لیندمن به عنوان یک سبد دوز کار می کرد و درامر گروه “First Arsch” بود, بازگشت.

در این زمان, ریچارد به همراه “اولیور ریدل” (از گروه The Inchtabokatables) و “کریستوفر (دوم) اشنایدر” (از گروه Die Firma) زندگی می کرد. ریچارد به این پی برد که موسیقی که او قبلا می ساخت مناسبش نبود. او چیزی را به همراه ماشین (دستگاه) و گیتار های سخت پیش بینی می کرد. این سه, کار بر روی پروژه جدیدی را آغاز کردند.

نوشتن موسیقی و متن به صورت همزمان برای ریچارد سخت شد. او از آنجایی صدای تیل را که در حال کار کردن می خواند شنیده بود, از تیل در خواست کرد تا به گروهش ملحق شود. مسابقه ای برای گروه های موسیقی شروع شده بود و جایزه گروه برنده ضبط آهنگ هایشان در استودیو بود. هر چهار نفر آنها اولین دموی رامشتاین را ضبط کرده و برنده ی این مسابقه شدند. “پاول لندرز” همه ی آنها را می شناخت و می خواست بداند که آنها چکار می کنند. بعد از شندین به موسیقی آنها, او قبول کرد تا به این گروه ملحق شود. در این زمان تنها چیزی که آنها برای صدای ماشینی نیاز داشتند, یک نوازنده کیبورد بود. آنها از این رو که “کریستین (فلاکه) لورنز” قبلا با پاول لندرز در گروه “Feeling B” همنوازی کرده بود, از او خواستند تا به گروهشان ملحق شود. فلاکه در ابتدا راضی نبود اما پس از مدتی, کم کم قبول کرد که به این گروه بپیوندد.

در حدود زمانی که گروه ایجاد شده بود, همه آنها مشکلات عشقی داشتند و همین مساله بستری برای آلبوم اول رامشتاین در سال 1995 به نام Herzeleid (قلب درد) شد. از آن زمان, موسیقی آنها به درجات Gold و Platinum رسیده و رامشتاین پر فروش ترین گروه موسیقی آلمان شده است.

آنها نام رامشتاین (Rammstein – با یک ‘m’ اضافه) را از نام پایگاه هوایی رمستین (Ramstein) در راینلند-پالتینیت آلمان, که محل ثانحه دلخراش گروه نمایشی نیروی هوایی آمریکا بود و منجر به کشته و زخمی شدن بیش از 80 نفر شده بود, بر گرفته اند.
کلمه ی رامشتاین در زبان آلمانی, به معنای “سنگ پرتاب شده (Ramming Stone)” است.

در واقع “رامشتاین” را Richard Kruspe پایه گذاری کرده. سال 1989 “ریچارد” به برلین غربی میرود و کارش رو در بند Orgasm Death Gimmick شروع میکند. همان زمان او به شدت تحت تاثیر موسیقی American بود. پس از فروپاشی دیوار برلین او دوباره به برلین شرقی برگشت, همانجایی که “تیل” به کار سبد بافی مشغول بود و همزمان در گروه First Arsch درام میزد!
در این زمان “ریچارد” با “الیور” و “کریستف” زندگی می کرد. “ریچارد” احساس می کرد موسیقی که می نوازد او را ارضا نمی کند و دوست داشت سبکی نو را شروع کند که صدای گیتارش خشن تر باشد و به گفته ی خودش صدای ماشین کمباین بدهد! پس سه تایی شروع کردند به پایه گذاری این سبک جدید اما “ریچارد” خیلی زود متوجه شد که نوشتن همزمان لیریک و ساختن آهنگ کار بسیار مشکلی ست بنابراین به “تیل” اصرار کرد برایشان لیریک بنویسد. “ریچارد” اولین بار صدای زیبای “تیل” و استعداد خوانندگی او را زمانی کشف کرد که او حین کار مشغول خواندن بود! و اینگونه “رامشتاین” اولیه تشکیل شد.
سال 1994 آنها در فستیوال گروههای آماتور آلمانی شرکت کردند. برنده ی فستیوال فرصت این را داشت که چهار تراک را در استودیویی حرفه ای ضبط کند. و “رامشتاین” جایزه را برنده شد. این موضوع توجه Paul را به گروه جلب کرد و به آنها پیوست. پس از آن, آنها از Flake که با Paul در گروه Feeling B کیبورد می نواخت, خواستند تا به بند ملحق شود. او در ابتدا مردد بود چون فکر میکرد کار در این گروه کسل کننده خواهد بود اما تصمیمش را گرفت و “رامشتاین” اصلی شکل گرفت!
آنها اولین آلبوم خود به نام Herzeleid را در مارچ1995 به تهیه کنندگی Jacob Hellner ضبط کردند. اولین آهنگ به اصطلاح سینگل خود را تحت عنوان Du Riechst so Gut در تاریخ 17 آگوست بیرون دادند و آلبوم 24 سپتامبر 1995 روانه بازار شد.
در همان سال تورهای زیادی برگزار کردند و در 8 ژانویه ی سال 1996 دومین سینگل خود به نام Seemann را عرضه کردند.
27 مارچ 1996 با اجرای کنسرت در لندن “رامشتاین” در خارج از آلمان به شهرت رسید! پس از آن در آلمان, سوییس و استرالیا اجرا کردند و 27 سپتامبر مراسم جشن سالگرد خود را تحت عنوان 100 Years of Rammstein برگزار کردند.

اختلافات

گروه رامشتاین در طول فعالیت خود همواره مشتاق به جنجال بوده و به صورت متعدد مورد سرزنش از فعالان اخلاق قرار گرفت است.
استفاده ی آنها از یک دیلدو در یکی از کنسرت هایشان در در شهر ورچستر ماساچوست آمریکا, موجب به زندانی شدنشان به مدت یک شب در ژانویه 1999 شد.

در آلمان, رامشتاین به دفعات زیاد متهم به “همدردی با فاشیسم” به دلیل تصویر تیره و گاهی نظامی ویدئو ها و کنسرت هایشان, به اضافه استفاده از استخراج هایی از فیلم تبلیغاتی ساخته لنی ریفنشتال در ویدئوی Stripped, شدند. به علاوه, زمانی که آلبوم Herzeleid برای اولین بار در آلمان منتشر شد, گروه از سوی رسانه و منتقدان متهم به “معرفی خود از نژاد برتر” شدند.
رامشتاین هموراه این اتهامات را به شدت تکذیب کرده و اعضای گروه در این رابطه گفته اند که آنها هیچ ارتباطی با سیاست نداشته و اعلام به برتری در هیچ موردی ندارند. مضمون آهنگ Links 2 3 4 به عنوان پاسخی دندان شکن در جواب به این اتهامات است.
به گفته ی ریچارد, “معنی این آهنگ این است که “قلب من در سمت چپ, دو, سه, چهار, می زند. خیلی ساده است. اگر شما می خواهید این را در یک مضمون سیاسی بگنجانید, ما در سمت چپ هستیم, و به همین دلیل این آهنگ را ساختیم.” (گرند رپید پرس, 22 ژولای 2001).
قطعا این چیزی با دو طرف صورت متفاوت است, از این رو که “Links 2 3 4″ (“چپ, دو, سه, چهار”) دستوری معمولی در تمرین رژه در ارتش آلمان است, و معنی کلمه Links (چپ) در اینجا, همان پای چپ است.

در آپریل سال 1999, شایعه شد که Eric Harris و Dylan Klebold – دو پسری که مرتکب به کشتار دبیرستان Columbine شدند, از طرفداران گروه رامشتاین بودند و ذکر کرده اند که رامشتاین یکی از گروه های مورد علاقه ی آنها بوده است. رامشتاین مورد انتقاد شدید از طرف گروه های محافظ کار و مسیحیان در آمریکا قرار گرفت که اظهار داشتند که کارهای تیل لیندمن, تقلیدی از دیکتاتوری هیتلر بوده است. گروه رامشتاین در جواب, بیانیه ای صادر کرد و گفت: “اعضای گروه رامشتاین همدردی و تسلیت خود را به تمامی کسانی که تحت تاثیر رویداد های تراژیکی که در دنور رخ داد, عرض می کنند. رامشتاین سعی به روشن کردن این دارد که اعضای این گروه هیچ گونه مفهوم اشعاری و یا اعتقاد سیاسی که ممکن است موجب به همچین رفتاری شود, ندارد. به اضافه, اعضای این گروه به شخصه دارای فرزند هستند و تلاش به القای ارزش های سالم و غیر خشونت آمیز به فرزندانشان دارند.”

همینطور گفته شده است که, جف وایزه, یکی از دانش آموزان مرتبط با کشتار دبیرستان Red Lake نیز طرفدار گروه رامشتاین بوده است.

در پی نتیجه تراژیک بحران گروگان گیری مدرسه Belsan روسیه در سپتامبر 2004, مقامات روسی ادعا کردند که گروگان گیران اقدام به گوش دادن به موسیقی گروه آلمانی رامشتاین, توسط ضبط صوت های شخصی خود در حین گروگان گیری کردند. این ادعا به صورت مستقل تایید نشده, و مقامات روسی نیز از این نگران بوده اند که رامشتاین برای بعضی عناصر “نا مطلوب” جامعه روسیه, بسیار جالب بوده است. پیشتر نیز یکی از کنسرت های رامشتاین که قرار بود در 19 جولای 2001 برگذار شود به دلیل نگرانی از جلب توجه “اسکین-هد ها”, لغو شد.

در اکتبر سال 2004, ویدئوی آهنگ Mein Teil باعث اختلافات قابل توجهی در زمان انتشارش در آلمان شد. این ویدئو نگاهی تیره و کمیک به پرونده آدم خواری آرمین میوس داشته و در آن اعضای گروه توسط افسار به دست یک دگرجنس پوش, در گل و لای می چرخند. این اختلافات نه تنها هرگز باعث توقف این آهنگ نشد و حتی کمکی  نیز به رسیدن آن به رتبه 2 در جدول موسیقی آلمان بود.

نظر افراد گروه نیز به شخصه مثبت گرایانه بود. پاول لندرز می گوید: “ما علاقه به بودن در حاشیه های مزه بد هستیم”. کریستین فلاکه لورنز نیز افزود: “این اختلافات بامزه هستند, همانند دزدیدن میوه ممنوعه. آما اینها دلیلی برای خود دارند. ما میخواهیم که شنوندگانمان دست به گریبان موسیقی ما شده و مردم نیز شنوا تر شوند.” (تایمز, 29 ژانویه 2005)

آلبوم Rosenrot (رز قرمز) گروه رامشتاین در 28 اکتبر سال 2005 منتشر شد. تعدادی از آهنگ هایی که در آلبوم Reise Reise (سفر سفر) به دلایل دراماتوژیکالی منتشر نشده بودند, به همراه تعدادی آهنگ که جدیدا ضبط شده بودند, در قالب این آلبوم منتشر شدند. گروه آهنگ Benzin (بنزین) را که اولین تک آهنگ این آلبوم بود را در 4 برنامه در Wuhlheide Park بین 23 تا 26 ژولای 2005 و 4 برنامه دیگر را در انگلستان (Newcastle, Birmingham, Glasgow و Cardiff) در ژولای 2005 اجرا کردند.

راز نام رامشتاین


اسم “رامشتاین” از شهری به همین نام گرفته شده که در سال 1988 بزرگترین فاجعه ی هوایی تاریخ در آنجا رقم خورد. این حادثه در یک نمایش هوایی در پایگاه هوایی آمریکا به وقوع پیوست و به علت برخورد دو هواپیمای ایتالیایی و آمریکایی 47 نفر کشته و 500 نفر به شدت زخمی شدند. پس از این حادثه موجی از واکنشهای ضد آمریکایی از سوی آلمانها بوجود آمد. بنابراین قطعا ارتباطی میان ضد آمریکایی بودن و انتخاب اسم برای این بند وجود داشته! (مرتبط با آهنگ Amerika)
اما اگر گروه واقعا می خواسته نام خود را بر اساس اسم شهر انتخاب کند چرا همانند اسم شهر با یک m نوشته نمیشود؟! رامشتاین با یک m اضافه نوشته میشود که معنی Battering ram of stone را در آلمانی میدهد که وسیله ایست متشکل از چند میله ی آهنی بزرگ و سنگین که به هم متصل شدند و در جنگهای قدیم برای خراب کردن دیوار دژ یا قلعه بکار می رفته!
اما چرا؟!
در واقع “رامشتاین” همیشه علاقه ی خاصی به بیان حرفهایش با چند معنی و مفهوم را داشته و شهرتش نیز به همین خاطر است.
فعل ram به معنای کوفتن و ضربه زدن از روی عمد و به منظور هدف خاصی ست! ولی آیا خلبان ایتالیایی در شهر رامشتاین تعمدا باعث سقوط هواپیما شده یا تصادفا؟!
در واقع این بر میگردد به زمانی که آمریکایی ها برای تخریب از بمب استفاده می کردند و آلمانها برای منهدم کردن هواپیماهای آمریکایی گروهی را تشکیل دادند به نام Ramm Kommando که عمدا با هواپیماهای آمریکایی برخورد کرده و آنها را منهدم می کردند! چون این کار نوعی ماموریت و در اصل خودکشی به حساب می آمده, هواپیماها از هر گونه جنگ افزارهای امنیتی خالی می شدند تا سبکتر و سریعتر باشند. خلبانهای این پروازها از بین داوطلبین جوان و بی تجربه انتخاب می شدند.
این ماموریت تنها یکبار طی یک عملیت هوایی انجام شد. نام عملیت Werwolf بود که اکنون شاهد درون مایه ی Werwolf در اجراهای رامشتاین هستیم.
آلمانها موفق به منهدم کردن 23 هواپیمای بمب گذار آمریکایی شدند اما در عین حال تعداد زیادی از خلبانان و هواپیماهای خود را از دست دادند.
از نظر آلمانها این نوع خودکشی برای کشور, در واقع نوعی مبارزه برای حفظ فرهنگ آلمان بوده که توسط آمریکایی ها رو به نابودی میرفته!
“رامشتاین” حقیقتا چندین منظور و هدف از انتخاب این نام داشته که همه ی آنها آمیخته با پیامهای ناسیونالیستی هستند.
“رامشتاین” سعی دارد در کلیپهایش خود را همانند گروه خلبانان Werwolf نشان دهد که برای دفاع از فرهنگ و تاریخ خود حتی حاضر به خودکشی نیز هستند!
بنای یادبود گروه Werwolf در سال 1991 در شهر Celle ساخته شده و بند “رامشتاین” سه سال بعد شکل گرفته است!

منبع:www.irammstein.com

Game of Thrones

 Image result for game of thrones

 

  Image result for game of thrones

@hollybrain

Game of Thrones 7

https://t.me/hollybrain

 

                                                            

Related image

                                                          

 

                                            https://t.me/hollybrain                

 

 

 

Image result for گشت ارشاد 2

لینک تماشا:http://dl.downloadsm.com/Series/Prison%20Break/Gashte_ershad_2.mp4

فیلم گشت ارشاد 2

http://dl.downloadsm.com/Series/Prison%20Break/Gashte_ershad_2.mp4

درباره ی Slash

چقدر درباره ی slash میدونید؟
همون گیتاریستی که مایکل جکسون را هم شگفتزده کرد...همون گیتاریستی که با گریم و استیل خاص خودش و با نوازندگی در گروه GUNS N ROSES خاطره ی قرن شد
در این تاپیک بیو گرافی اینهنرمند فراموش نشدی را میخوانیم:Image result for ‫بیوگرافی اسلش‬‎      Image result for ‫بیوگرافی اسلش‬‎ 



ناماصلی  Saul Hudson
نام هنری  Slash

تاریخ تولد:July 23, 1965

اسلش در همپستید محله‌ای مرفه‌نشیندر لندن متولد شد. پدر و مادر وی هردو در یک شغل هنری مشغول به کار بودند. مادر ویطراح لباس دیوید بویی بود و پدرش در برنامه‌های زنده به نیل یانگ و جونی میتشل کمکمی‌کرد. اسلش تا سن یازده سالگی در شهر استک-آن-ترنت استافوردشایر زندگی کرد ولی دراواسط دهه هفتاد به همراه والدینش به لس آنجلس نقل مکان کرد. لقب «اسلش» توسط دوستخانوادگی‌شان سیمور کسل به وی داده شد طبق گفته وی که«همیشه در عجله بودواز جایی بهجای دیگر می‌پرید.» در سن ?? سالگی مادربزرگش اولین گیتارش را به وی هدیه داد. اودرآنزمان چندین ساعت در روز را به تمرین می‌پرداخت. بالاخره تصمیم گرفت که تمرکزشرا روی موسیقی بگذارد بنابراین ترک تحصیل کرد. اسلش در یک ‌مصاحبه با مجله رولینگاستنز خاطرنشان کرده‌است:«وقتی من ?? ساله بودم تازه از خواب بیدار شدم. آنزمان منخیلی دختر بازی می‌کردم. بالاخره یک روز به خونه‌ی یکی از اونها رفتم.اونجا یه خردهسیگار کشیدیم و اروسمیث گوش کردیم. یکی از اون آهنگها واقعا منو متحول کرد. مننشستم و چندین بار به اون آهنگ گوش کردم و کلا اون دخترو فراموش کردم. یادمه سریعسوار دوچرخه شدم و رفتم خونه ی مادربزرگم
slash
در گروه guns n roses معروفیت خاصی جذب کرد ومایکل جکسون در یکی از اهنگهایش به اسم give in to me که حتما همه ی ما شنیده ایماز slash برای نواختن گیتار دعوت کرد.slash علاوه بر اروسمیت به آهنگ‌های AC/DC ، alis cooper، black sabbath، jeff beck،eric clapton، iron maiden، نیز علاقمند بود

تکنیک های گیتارالکتریک

در گیتار تکنیک های بسیاری وجود دارد که در اینجا به چند نمونه از تکنیک های ساده و اولیه اشاره می کنم: از بم به زیر :
1 – تکنیک Slide Down: ( ) انگشت خود را روی یک فرت گذاشته و با مضراب به سیم بزنید سپس انگشت را از روی فرت تا فرتی که می خواهید بکشید پائین. این تکنیک هم با زدن مضراب در ابتدا میتواند انجام شود و هم بدون زدن مضراب انجام می شود. به طور مثال ابتدا انگشت اول خود را روی فرت 5 سیم اول قرار دهید سپس با مضراب ضربه ای به سیم بزنید و انگشت خود را ( بر اساس زمان بندی داده شده ) روی سیم پائین بکشید تا به فرت 7 برسد.

no image

 

2 – تکنیک Hammer on :( H.o ) در این تکنیک انگشت را روی فرت مورد نظر گذاشته و با انگشتی دیگر ( بسته به نت آهنگ ) به صورت چکشی به آن فرت ضربه می زنید. این تکنیک هم با زدن مضراب در ابتدا میتواند انجام شود و هم بدون زدن مضراب انجام می شود. به طور مثال ابتدا انگشت اول خود را روی فرت 4 سیم سوم قرار دهید سپس با مضراب ضربه ای به سیم بزنید و انگشت سوم خود را ( بر اساس زمان بندی داده شده ) روی فرت 5 سیم سوم، مثل یک چکش بکوبید تا صدای سیم در بیاید.

no image

3 – تکنیک سیم کشی یا Bending : در این تکنیک که یکی از کاربردی ترین تکنیک های گیتار است ، بسته به مقدار سیم کشی ( نیم پرده – یک پرده - یک و نیم پرده و ...) شما سیم را آنقدر بالا یا پائین می کشید تا از حالت خود خارج شده وصدای آن نت را به صدای نت های پائین تر خود می رسانید. در بعضی مواقع شما می توانید دو سیم را با هم Bend کنید. این تکنیک کار ساده ای نیست و به تمرین بسیار زیاد نیاز دارد. این تکنیک به گوش قوی نیاز دارد و باید بتوانید صدای نت را به خوبی تشخیص دهید. میزان کشیدن سیم ها در هر جای گیتار متفاوت اس و حتی بر روی هر گیتار هم در بعضی مواقع فرق می کند. پس دقت زیادی نیاز دارد. به طور مثال فرت 5 سیم اول را با انگشت سوم خود آنقدر بکشید تا به صدای فرت 7 همان سیم برسید.( یک پرده یا سیم کشی full) در ابتدا می توانید چند بار صدای نت فرت 7 را به صدا درآورید وبشنوید و سپس این کار را انجام دهید.

no image

از زیر به بم :
4 – تکنیک Slide Up: ( / ) انگشت خود را روی یک فرت گذاشته و با مضراب به سیم بزنید سپس انگشت را از روی فرت تا فرتی که می خواهید بکشید به سمت بالا. این تکنیک بر عکس تکنیک Slide Down می باشد. این تکنیک هم با زدن مضراب در ابتدا میتواند انجام شود و هم بدون زدن مضراب انجام می شود. به طور مثال ابتدا انگشت اول خود را روی فرت 5 سیم سوم قرار دهید سپس با مضراب ضربه ای به سیم بزنید و انگشت خود را ( بر اساس زمان بندی داده شده ) روی سیم بالا بکشید تا به فرت 7 برسد.

آموزش گیتار الکتریک | آموزش گیتار برقی

5 – تکنیک Pull Off : (P.O) این تکنیک برعکس تکنیک Hammer on است یعنی در آن ابتدا انگشتان خود را روی فرت گذاشته و به نرمی اولین انگشت را میکشید تا سیم به ارتعاش در آید و صدا بر اساس انگشت دوم به گوش رسد. به طور مثال ابتدا انگشت اول خود را روی فرت 5 سیم اول و انگشت سوم خود را روی فرت 7 سیم اول قرار دهید سپس با مضراب ضربه ای به سیم بزنید و انگشت سوم خود را ( بر اساس زمان بندی داده شده ) روی سیم بکشید تا سیم ارتعاش کند. دقت کنید که انگشت اول شما همانطور سر جایش باقی خواهد ماند. این تکنیک هم با زدن مضراب در ابتدا میتواند انجام شود و هم بدون زدن مضراب انجام می شود.

no image

6- تکنیک Release or Rebend: این تکنیک دقیقا عکس تکنیک سیم کشی یا Bending می باشد یعنی نت کشیده شده را بر اساس زمان بندی آن پائین می آوریم.
7 – ویبره : Vibration این تکنیک به دو صورت انجام میشود. با انگشت و با دسته ویبره با انگشت : بسته به جای فرت با انگشت مناسب فرت را گرفته و سیم را به آرامی و خیلی کم بالا و پائین میکنیم. با دسته ویبره : فرت مورد نظر را گرفته و با دسته ویبره آنرا می لرزانیم.

no image

نکات مربوطه : 1 – در هنگام زدن این تکنیک ها به زمان بتدی نت ها دقت کنید. 2 – در اکثر مواقع دیگر اسم و یا علامت اختصار تکنیک را روی نت نمیگذارند و شما با توجه به زیر و بمی صدا و از بالا به پائین بودن و یا پائین به بالا بودن آن می توانید آن را تشخیص دهید. 3 – در اکثر قطعات این تکنیک ها به صورت ترکیبی و با هم قرار دارند. 4 – انگشت کوچک دست چپ معمولا خیلی ضعیف است و باید با این انگشت زیاد تمرین کنید. 5 – این تکنیک های پایه ای گیتار می باشند که باید تقریبا هر روز آن ها را تمرین کنید. 6 – در هنگام تمرین دقت نمائید که صداهای ایجاد شده توسط این تکنیک ها واضح و تمیز باشند.

منبع: www.guitaracademy.ir

در صورت نارضایتی صاحب اثر مطالب گردآوری شده پاک خواهند شد. fableband@yahoo.com

شکل فاصله ها را روی دسته گیتار

 

 

– فاصله دوم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله نیم پرده می باشد.

 

۲ – فاصله دوم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله یک پرده می باشد.

 

3 - فاصله سوم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله 1.5 پرده می باشد.

 

4 - فاصله سوم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله 2 پرده می باشد.

 

5 - فاصله چهارم درست : فضای بین دونت در این فاصله 2.5 پرده می باشد.

 

6 - فاصله تریتون : فضای بین دونت در این فاصله 3 پرده می باشد.

 

7 - فاصله پنجم درست : فضای بین دونت در این فاصله 3.5 پرده می باشد.

 

8 - فاصله ششم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله 4 پرده می باشد.

 

9 - فاصله ششم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله 4.5 پرده می باشد.

 

10 - فاصله هفتم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله 5 پرده می باشد.

 

11 - فاصله هفتم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله 5.5 پرده می باشد.

 

12 - فاصله اوکتاو : فضای بین دونت در این فاصله 6 پرده می باشد.

نکات مربوط به فواصل : 1 – در هنگام اجرا به نت تونیک دقت نمائید. 2 – شکل این فواصل روی کل دسته گیتار می باشد. 3 – فاصله ها را اجرا کنید و سعی کنید صدای هر کدام را به خاطر بسپارید. 4 – به فاصله دوم ها – سوم ها – چهارم درست – تریتون – پنجم درست – ششم ها – هفتم ها و اوکتاو قواصل ساده گفته میشود( چون از یک اوکتاو تجاوز نمی کنند) و به فاصله های نهم به بالا فواصل ترکیبی می گویند. 5 – به فاصله تریتون فاصله کاسته - افزوده نیز می گویند. 6 – معکوس هر فاصله با خودش عدد شماره 9 را می سازد. به طور مثال معکوس فاصله پنجم، فاصله چهارم است(5+4=9) 7 – فاصله ها از لحاظ صدایی به دو نوع مطبوع (خوش آیند) و غیر مطبوع (ناخوش آیند) تقسیم بندی می گردند. 8 – فواصل یکم – اوکتاو – پنجم – چهارم – ششم بزرگ – سوم بزرگ – سوم کوچک – ششم کوچک را به ترتیب مطبوع و فواصل هفتم بزرگ – دوم کوچک – هفتم کوچک – دوم بزرگ را نامطبوع و فاصله چهارم درست را مطبوع مشترک می گویند.

تمرین1: شکل فاصله ها را روی دسته گیتار حفظ کنید آن ها را بنوازید. - تمرین2 : شکل فاصله ها را روی گیتار به یکدیگر عوض کنید.

منبع:www.fableband.blogfa.com

                                                          

 

 

در صورت نارضایتی صاحب اثر مطالب گردآوری شده پاک خواهند شد.

 

 

 

 

– فاصله دوم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله نیم پرده می باشد.

 

۲ – فاصله دوم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله یک پرده می باشد.

 

3 - فاصله سوم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله 1.5 پرده می باشد.

 

4 - فاصله سوم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله 2 پرده می باشد.

 

5 - فاصله چهارم درست : فضای بین دونت در این فاصله 2.5 پرده می باشد.

 

6 - فاصله تریتون : فضای بین دونت در این فاصله 3 پرده می باشد.

 

7 - فاصله پنجم درست : فضای بین دونت در این فاصله 3.5 پرده می باشد.

 

8 - فاصله ششم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله 4 پرده می باشد.

 

9 - فاصله ششم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله 4.5 پرده می باشد.

 

10 - فاصله هفتم کوچک : فضای بین دونت در این فاصله 5 پرده می باشد.

 

11 - فاصله هفتم بزرگ : فضای بین دونت در این فاصله 5.5 پرده می باشد.

 

12 - فاصله اوکتاو : فضای بین دونت در این فاصله 6 پرده می باشد.

نکات مربوط به فواصل : 1 – در هنگام اجرا به نت تونیک دقت نمائید. 2 – شکل این فواصل روی کل دسته گیتار می باشد. 3 – فاصله ها را اجرا کنید و سعی کنید صدای هر کدام را به خاطر بسپارید. 4 – به فاصله دوم ها – سوم ها – چهارم درست – تریتون – پنجم درست – ششم ها – هفتم ها و اوکتاو قواصل ساده گفته میشود( چون از یک اوکتاو تجاوز نمی کنند) و به فاصله های نهم به بالا فواصل ترکیبی می گویند. 5 – به فاصله تریتون فاصله کاسته - افزوده نیز می گویند. 6 – معکوس هر فاصله با خودش عدد شماره 9 را می سازد. به طور مثال معکوس فاصله پنجم، فاصله چهارم است(5+4=9) 7 – فاصله ها از لحاظ صدایی به دو نوع مطبوع (خوش آیند) و غیر مطبوع (ناخوش آیند) تقسیم بندی می گردند. 8 – فواصل یکم – اوکتاو – پنجم – چهارم – ششم بزرگ – سوم بزرگ – سوم کوچک – ششم کوچک را به ترتیب مطبوع و فواصل هفتم بزرگ – دوم کوچک – هفتم کوچک – دوم بزرگ را نامطبوع و فاصله چهارم درست را مطبوع مشترک می گویند.

تمرین1: شکل فاصله ها را روی دسته گیتار حفظ کنید آن ها را بنوازید. - تمرین2 : شکل فاصله ها را روی گیتار به یکدیگر عوض کنید.

منبع:www.fableband.blogfa.com

                                                       www.rockesfahan.blogfa.com          

 

 

در صورت نارضایتی صاحب اثر مطالب گردآوری شده پاک خواهند شد.

 

  شناخت عنواع گیتار الکتریک و صداهای گیتار الکتریک

                            
در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود.

فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است. Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.

گیتارهای الکتریک انواع مختلفی دارند، اما میتوان آنها را به دو نوع کلّی تقسیم کرد:


Guitar Hollow Body
Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.
audio file صدای گیتار Guitar Hollowed Body را بشنوید

Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.
audio file صدای گیتار Stratocaster را بشنوید

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...


Telecaster
Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.

audio file صدای گیتار Telecasterرا بشنوید


Gibson Les Pauel
Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.

audio file صدای گیتار Gibson Les Pauel را بشنوید


Flying V
Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.


Explorer
Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد.
audio file صدای گیتار Explorer را بشنوید



Image result for رولینگ استون

500آهنگی که قبل از مرگ باید شنید (لیست مجله رولینگ استون) 5/5 116,028

500 آهنگی که قبل از مرگ باید شنید (لیست مجله رولینگ استون)

83 دیدگاه | آلبوم , آلبوم خارجی , اختصاصی | 1393/06/25 | بازدید : 116,028

500 آهنگی که هر کسی قبل از مرگ باید بشنوه رو براتون آماده کردیم ، کیفیت بالا و لینک مستقیم از آهنگباز ….

با سلام و عرض ادب ، آهنگباز همیشه سعی داشته تا بهترین هارو برای شما آماده کنه ، همیشه برای پست های اختصاصی کلی وقت میزاریم ، دوست داریم اگر نظری پیشنهادی یا انتقادی دارید برامون ارسال کنید .

این لیست از 500 آهنگ برتر تمام دوران هاست که توسط مجله معروف رولینگ استون جمع آوری شده ….

رولینگ استون (به انگلیسی: Rolling Stone)، مجله‌ای آمریکایی است که به موسیقی، سیاست و موضوعات عامه پسند می‌پردازد و هر دو هفته یک‌بار منتشر می‌شود.

یکی از مشهورترین مجلات در زمینه موسیقی Rolling Stone می‌باشد که همیشه در ارائه برترین آهنگ‌های سال و یا انتخاب برترین ترانه‌های قرن و غیره در صدر اخبار بوده‌است. در سال ۱۹۶۷ و در سانفرانسیسکو آمریکا دو نفر به نامهای Jann Wenner و Ralph J. Gleason این مجله را تاسیس نمودند و اصلاً اینطور فکر نمی‌کردند، روزی مجله آنها بعنوان برترین مجله در زمینه موسیقی روز مطرح شود.

شاید مهمترین اتفاق برای شکل‌گیری آن ریسک بزرگی بود که Jann Wenner انجام داد و از خانواده‌اش مبلغ ۷۵۰۰ دلار قرض نمود تا بتواند به ایده‌هایش در رسیدن به مجله‌ای متفاوت برسد و این چنین هم شد و آن سرمایه در حال حاضر میلیون‌ها دلار سود برای آنها به همراه آورده‌است.

برخلاف سبک و سیاق نشریات آن زمان و گرایش‌های سیاسی افراطی که وجود داشت، رولینگ استون سعی نمود تا بصورت استانداردهای روزنامه‌نگاری سنتی فعالیت نماید و شاید جالب باشد بدانید که اولین مخاطبان و در حقیقت تبلیغ‌کنندگان آن هیپی‌ها بودن

منبع: ahangbaz.org

سیم گیتار و لوازم جانبی داداریو

سیم گیتار کلاسیک و فلامنکو هاناباخ آلمان

کوسن گیتار

ارائه آثار متنوع گیتار ( بهمراه نت )

عضویت در خبرنامه

امکان مؤثری برای اطلاع‌رسانی یا تبلیغ، با هزینه‌ای کم‌تر با ما تماس بگیرید : Info@guitarsara.com

صد گیتاریست برتر جهان از نظر مجله رولینگ استون

نویسنده :تحریریه " خانه گیتار ایران "  تاریخ  آبان ۱۴م, ۱۳۹۱ ۰۶:۳۱ بعد از ظهر | مشاهیر موسیقی-گیتار غرب , موسیقی و گیتار راک جز بلوز

یکی از مشهورترین مجلات در زمینه موسیقی Rolling Stone میباشد که همیشه در ارائه برترین آهنگ های سال و یا انتخاب برترین ترانه های قرن و غیره در صدر اخبار بوده است.

۱٫ Jimi Hendrix جیمی هنریکس

۲٫ Duane Allman of the Allman Brothers Band دُوان آلمَن از گروه برادران آلمَن

۳٫ B.B. King بی.بی.کینگ

۴٫ Eric Clapton اِریک کلَپتُن

۵٫ Robert Johnson رُبرت جانسُن

۶٫ Chuck Berry چاک بُری

۷٫ Stevie Ray Vaughan استیو رای وُگان

۸٫ Ry Cooder رای کوُدار

۹٫ Jimmy Page of Led Zeppelin جیمی پِیج از گروه لِدز اِپلین

۱۰٫ Keith Richards of the Rolling Stones کِیت ریچاردز از گروه رولینگ استون

۱۱٫ Kirk Hammett of Metallica کِرک هَمِت از گروه مِتالیکا

۱۲٫ Kurt Cobain of Nirvana کِرک کُبِین از گروه نیروانا

۱۳٫ Jerry Garcia of the Grateful Dead جِری گارسیا از گروه گِرِیت فول دِث

۱۴٫ Jeff Beck جِف بِک

۱۵٫ Carlos Santana کارلوس سانتانا

۱۶٫ Johnny Ramone of the Ramones جانی رامُنز از رُمَنز

۱۷٫ Jack White of the White Stripes جَک وایت از گروه وایت استریپز

۱۸٫ John Frusciante of the Red Hot Chili Peppers جان فراشانتی

۱۹٫ Richard Thompson ریچارد تامپسُن

۲۰٫ James Burton جِیمز بارتن

۲۱٫ George Harrison جرج هَریسُن

۲۲٫ Mike Bloomfield مایک بلومفیلد

۲۳٫ Warren Haynes وارِن هاینز

۲۴٫ The Edge of U2 دِ ایج آو یوتو

۲۵٫ Freddy King فرِدی کینگ

۲۶٫ Tom Morello of Rage Against the Machine and Audioslave تام مُرِلو ار رِیج اِگینست دِ ماشین اند آدیواسلِیو

۲۷٫ Mark Knopfler of Dire Straits مارک نافلر از دایر استرِیتز

۲۸٫ Stephen Stills استِفان استیلز

۲۹٫ Ron Asheton of the رُن اشتُن از استوجِز

۳۰٫ Buddy Guy بادی گای

۳۱٫ Dick Dale دیک دِیل

۳۲٫ John Cipollina of Quicksilver Messenger Service جان سِپُلینا از کوییکسیلوِر مِسِنجِر سِرویس

۳۳ & 34. Lee Ranaldo, Thurston Moore of Sonic Youth لی رانالدو، ثِرستِن از سونیک یوث

۳۵ John Fahey جانی فَهی

۳۶٫ Steve Cropper of Booker T. and the MG’s استیو کوپر از بوکِر تی اند دِ ام جیز

۳۷٫ Bo Diddley بو دیدلی

۳۸٫ Peter Green of Fleetwood Mac پیتر گرین از فلیتوود مَک

۴۰٫ John Fogerty of Creedence Clearwater Revival جان فاجِرتی از کریدِنس کلییر واتِر ریوایوِل

۴۱٫ Clarence White of the Byrds کلارِنس وایت

۴۲٫ Robert Fripp of King Crimson رُبرت فریپ از کینگ کریمسُن

۴۳٫ Eddie Hazel of Funkadelic ادی هِیزِل از فونکادِلیک

۴۴٫ Scotty Moore اسکاتی مُر

۴۵٫ Frank Zappa فرَنک زاپا

۴۶٫ Les Paul لِس پال

۴۷٫ T-Bone Walker تی-بُن واکِر

۴۸٫ Joe Perry of Aerosmith جو پِری از اَرُسمیت

۴۹٫ John McLaughlin جان مِک لاگلین

۵۰٫ Pete Townshend پیت تانشِند

۵۱٫ Paul Kossoff of Free پال کاساف از فری

۵۲٫ Lou Ree لو ری

۵۳٫ Mickey Baker میکی بِکِر

۵۴٫ Jorma Kaukonen of Jefferson Airplane جُرما کاکینِن از جِفِرسُن ایرپلِین

۵۵٫ Ritchie Blackmore of Deep Purple ریچی بلَکمُر از دیپ پِرپِل

۵۶٫ Tom Verlaine of Television تام وارلِین از تِلِویژِن

۵۷٫ Roy Buchanan رُی بیوکِنِن.

۵۸٫ Dickey Betts دیکی بِتز

۵۹ & 60. Jonny Greenwood, Ed O’Brien of Radiohead جانی گرینوود، اد اُ برایان از رِیدیوهِد

۶۱٫ Ike Turner ایک تونِر

۶۲٫ Zoot Horn Rollo of the Magic Band زوت هُرن رولز از گروه مَجیک

۶۳٫ Danny Gatton دَنی گاتُن

۶۴٫ Mick Ronson مایک رُنسُن

۶۵٫ Hubert Sumlin هابِرت ساملین

۶۶٫ Vernon Reid of Living Colour وِرنُن راید از لیوینگ کالُر

۶۷٫ Link Wray لینک وارِی

۶۸٫ Jerry Miller of Moby Grape جِری مایلِر از مُبی گرِیپ

۶۹٫ Steve Howe of Yes اسیو هاو از یِس

۷۰٫ Eddie Van Halen ادی وَن هِلِن

۷۱٫ Lightnin’ Hopkins لایتنین هاپکینز

۷۲٫ Joni Mitchell جونی میشِل

۷۳٫ Trey Anastasio of Phish تِری آناستازیو از فیش

۷۴٫ Johnny Winter جانی وینِر

۷۵٫ Adam Jones of Tool آدام جُنز از توُل

۷۶٫ Ali Farka Toure الی فارکا تُرِ

۷۷٫ Henry Vestine of Canned Heat هِنری وِستین از کَند هیت

۷۸٫ Robbie Robertson of the Band رابی رُبِرتسُن از دِ بَند

۷۹٫ Cliff Gallup of the Blue Caps کلیف گالُپ از بلو کَپس

۸۰٫ Robert Quine of the Voidoids رُبِرت کُین از وُیدُیس

۸۱٫ Derek Trucks دِرِک تراکس

۸۲٫ David Gilmour of Pink Floyd دِیوید گیلمُر از پینک فلوید

۸۳٫ Neil Young نیل یانگ

۸۴٫ Eddie Cochran ادی کاکرِن

۸۵٫ Randy Rhoads رَندی رُدز

۸۶٫ Tony Iommi of Black Sabbath تنی یُمی از بلَک سَبَت

۸۷٫ Joan Jett جون جِت

۸۸٫ Dave Davies of the Kinks دِیو دِیویس از کینکز

۸۹٫ D. Boon of the Minutemen دی.بون از مینِتِمِن

۹۰٫ Glen Buxton of Alice Cooper گلِن باکستُن از آلیس کوپِر

۹۱٫ Robby Krieger of the Doors رابی کریگِر از دِ دُرز

۹۲ & 93. Fred “Sonic” Smith, Wayne Kramer of the MC5 فرِد “سونیک” اسمیت، وِین کرامر از ام سی فایو

۹۴٫Bert Jansch بِرت جانش

۹۵٫ Kevin Shields of My Bloody Valentine کِوین شیلدز از ما بلادی وَلِنتاین

۹۶٫ Angus Young of AC/DC انگِس یانگ از اِی سی دی سی

۹۷٫ Robert Randolph رُبرت راندُلف

۹۸٫ Leigh Stephens of Blue Cheer لی استفِنز از بلو چیر

۹۹٫ Greg Ginn of Black Flag گرِگ جین از بلَک فلَگ

۱۰۰٫ Kim Thayil of Soundgarden کیم تاییل از ساندگاردِن

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

Related posts:ahangbaz.org

 

مصاحبه با رضا یزدانی

هفته نامه تماشاگران امروز: رضا یزدانی خواننده راک - پاپ و به اصطلاح هوادارانش «آقای خاص» موسیقی است که تاکنون هفت آلبوم از او منتشر شده است؛ البته این لقب را هواداران چاوشی هم به خواننده محبوبشان داده اند.

رضا یزدانی که در آلبوم هایش همیشه یکی دو آهنگ با تم سینما دارد، حدود 13 تیتراژ برای فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی هم ساخته است. به همین دلیل هم او را خواننده محبوب نوستالژی بازها می دانند.

نام او این روزها با انتشار قطعه «ارث اجدادی» و ساخت یک فیلم کوتاه بیشتر سر زبان ها افتاده است.

برنامه ای برای کنسرت در شهرستان ها دارید؟

- شهریور ماه پس از تهران در بندرعباس، رشت، کرمانشاه، اهواز و چند شهر دیگر برنامه خواهیم داشت.

رضا یزدانی بعد از سفر برزیل در تهران کنسرت می دهد(فوری)


ظاهرا آلبوم جدیدی آماده انتشار دارید؟

- بله، آلبوم جدیدم امسال منتشر می شود.

درباره جزییات آلبوم توضیح دهید و بفرمایید در چه مرحله ای است؟

- آهنگسازی اثر با خود من بوده و تنظیم ها هم توسط میلاد عدل، بهروز پایگان، محمد خرم نژاد و شهروز بزدوده انجام شده و اشعار آن نیز از ترانه سراهایی است که تاکنون با آنها همکاری داشته ام. حدود 80 درصد کار پیش رفته اما زمان دقیق انتشار هنوز مشخص نیست.

این روزها در خبرها آمده که یک فیلم کوتاه را کارگردانی کرده اید، درباره این فیلم بگویید.

- بله، جشنواره ای به نام «فیلم های کوتاه موبایلی» است که امسال بخشی به نام نگاه هنرمند به آن اضافه شده است و 10 هنرمند به این جشنواره دعوت شده اند و من یکی از آنها هستم و قرار است فیلم کوتاهی بسازم.

درباره داستان فیلم برایمان توضیح دهید.

- اگر اجازه دهید درباره آن صحبت نکنیم تا زمان اکران، آن را در جشنواره ببینیم.

شما برای اولین بار در سال 77 در یک گروه تئاتر به اجرای موسیقی روی صحنه پرداختید، اما بعدا به سینما روی آوردید، علاقه شما به سینما از کجا به وجود آمد؟

- سینما از سال های پیش علاقه شخصی من بوده اما اتفاق اصلی زمان آقای کیمیایی افتاد که برای فیلم «سربازهای جمعه» من را دعوت کردند و همکاری من با ایشان در فیلم «رییس»، «حکم»، «محاکمه در خیابان» و «متروپل» هم ادامه یافت. من در ادامه فعالیت های سینمایی ام در دو فیلم «تهران - طهران» و «بوی گندم» هم بازی کردم.

معمولا ترانه های شما درونمایه اجتماعی دارند و به نوعی گلایه آمیز است، آیا به این خاطر است که سبک راک را انتخاب کردید؟

- اغلب ترانه هایم اینطور نیست، واژه گلایه آمیز درست نیست و ترانه هایم بیشتر اجتماعی است. انتخاب سبک راک هم به دلیل علاقه ام و به خاطر سابقه شنیداری من از این سبک و اینکه سال ها گوش می دادم و پیگیری می کردم بوده است و سبک راک را به صورتی ایرانیزه کردم و سعی کردم به نوعی شرقی و قابل هضم برای مخاطب ایرانی باشد.

با اینکه سبک موسیقی شما راک است اما در بعضی از آثار شما قطعاتی را پاپ و فلامنکو خوانده اید، استفاده از این سبک ها در آثار شما چطور اتفاق افتاد.

- براساس ترانه های انتخاب شده و براساس حس و حال هر ترانه، این سبک ها را انتخاب کرده ام. مثلا ترانه «کوچه ملی» مستلزم این بود که در سبک پاپ خوانده شود و آثاری از این دست بودند که باید در سبک های مختلف خوانده می شدند.

برخی از آثار شما مانندن ترانه «حس تاریخ» یا «خلیج فارس» به نوعی ترانه های ملی - میهنی به حساب می آیند، به چه دلیل این ترانه ها را انتخاب و اجرا کردید؟

- البته من ترانه های اینچنینی زیاد داشته ام که آخرین آنها چند روز پیش با نام «ارث اجدادی» منتشر شد. مثلا من ترانه «داغ» را برای شهدا خواندم یا ترانه ای مثل «جهان آرا». اینها به نوعی دِینی هست که احساس می کنم باید هر چند وقت یک بار به مردم و سرزمینم ادا کنم و به این خاطر هست که این کارها را اجرا می کنم.

قطعاتی که برای تهران خوانده اید هم به نوعی ادای دین شما نسبت به شهر زادگاهتان است؟

- من به نوعی شده ام خواننده تهران و خواننده نوستالژی خوان این شهر به واسطه قطعاتی که از قدیم خوانده ام مثل «لاله زار»، «کافه نادری»، «کوچه ملی»، «تهران - طهران» و ترانه «جردن» که مستقیم به تهران ربط داشته است و به نوعی این جنس از ترانه که نوستالژیک است را دوست داشته ام.

اولین آلبوم شما روی اشعاری از حضرت مولانا بود اما اشعار آلبوم های دیگر شما از اشعار امروزی انتخاب شده بود، آیا ممکن است که دوباره آلبومی با اشعار اصیل ایرانی اجرا کنید؟

- اتفاقا یکی از کارهایی که قرار است در کنسرت پیش رو اجرا کنم و تاکنون پخش نشده، از حضرت حافظ است و من هنوز هم روی این نوع اشعار کار می کنم و از حضرت حافظ و مولانا کار جدید دارم اما اینکه بخواهم به صورت آلبوم روی این اشعار کار کنم، تصمیمی ندارم.

رضا یزدانی بعد از سفر برزیل در تهران کنسرت می دهد(فوری)


کارن همایونفر آهنگسازی است که خیلی کم با خواننده های امروزی کار می کند ولی در آلبوم «خاطرات مبهم» با شما همکاری کردند؛ این همکاری چگونه شکل گرفت؟

- کارن کارهای من را خیلی دوست داشت. همکاری ما از ترانه «تهران - طهران» آغاز شد و بعد از آن با ترانه ای برای تیتراژ سریال «قلب یخی» و بعد نیز آلبوم «خاطرات مبهم» شکل گرفت.

در آلبوم «ساعت 25 شب» با حامد بهداد همکاری کردید، نظرتان درباره سبک خوانندگی و صدای ایشان چیست؟

- به نظر من حامد یکی از بهترین خواننده بازیگران در میان هنرپیشه ها است. حامد جزو معدود بازیگرانی است که هم موسیقی را خوب می شناسد و هم در سبک های مختلف مخصوصا بلوز خوب می خواند و اینها دلیل شکل گیری همکاری بین ما شد.

به نظر خودتان پس از انتشار هفت آلبوم و چندین تک آهنگ، توانسته اید نیاز مخاطب را برآورده کنید؟

- آلبوم به آلبوم کارهای من بهتر شده و طرفداران، آثارم را بیشتر دوست دارند. خدا را شکر سیر صعودی را طی کرده ام که امیدوارم ادامه داشته باشد.

تفکیک جنسیتی کنسرت ها زمزمه ای بود که چندی پیش از سوی ارشاد در رسانه ها مطرح شد، نظر شما درباره این تصمیم چیست؟

- به نظرم این کار اصلا درست نیست و به نوعی جدا کردن و دور کردن اعضای خانواده ها از هم است، به خاطر اینکه در کشور ما کانون خانواده بهترین جا برای جوانان است و اکثر جوان ها با پدر و مادر خود یا با همسر خود به کنسرت می آیند و تعداد کمی هستند که با دوستان خود به کنسرت بیایند و این دلیلی بر تفکیک جنسیتی نیست. فکر کنید پدر و دختر، مادر و پسر جداگانه به کنسرت بروند و در کنار هم نباشند. به نظرم اجرای این طرح درست نیست.

منبع:http://www.bartarinha.ir/

درباره حبیب  بازگشتش به ایران

habib-mohammad

حبیب محبیان خواننده‌ی لوس آنجلسی که از مدتی قبل برای زندگی به ایران بازگشته و در تدارک انتشار آلبوم موسیقی و برگزاری کنسرت در ایران است اولین مصاحبه‌ی خود را با یکی از رسانه‌های داخل کشور انجام داده است.

حبیب محبیان در گفت و گوی اختصاصی با سمیه‌ قاضی‌زاده خبرنگار روزنامه «راه مردم» از دلیل رفتن خود از ایران و زندگی اش در ینگه دنیا و علت بازگشتش به ایران گفته است. حبیب، درباره نظام جمهوری اسلامی گفته است: «نظام با ابتذال مخالف است نه با موسیقی و هنر. آنهایی كه سودای رفتن دارند بدانند آنجا خبری نیست هیچ كجای دنیا كشور خود آدم نمی شود. از فضایی كه در ایران برای كسانی كه بخواهند به اصل خویش برگردند بوجود آمده و از لطف مردم و مسئولان تشكر می كنم.»

تبدیل ایران به قدرت بلامنازع باعث فخر ایرانیان است

از مدت‌ها قبل زمزمه بازگشت حبیب محبیان معروف به حبیب در محافل مختلف مطبوعاتی و رسانه ای به خصوص سایت های خبری مطرح شده است. ابتدا رضا رشیدپور، مجری صدا و سیما در سایت شخصی خود عکسی را که با حبیب گرفته بود منتشر کرد و خبر بازگشت او را مطرح ساخت. این خبر در سایت‌ها و رسانه‌های مختلف بازتاب داشت و تبدیل به یک موضوع داغ شد. در این میان سایت های مختلف و مراجع رسمی دولتی اظهار نظرهای مختلفی را اعلام کردند.مانند این‌كه آقای حبیب محبیان تقاضای برگزاری كنسرت در تهران را دارد. ولی مسئولین هنری وزارت ارشاد طی اظهار نظری اعلام داشتند تقاضای مجوز آلبوم موسیقی حبیب در دست بررسی دارند.

روزنامه «راه مردم» به منظور اینكه به ابهامات ،تكذیب ها و تایید های افراد و مراجع مختلف پایان دهد، مصاحبه ای چالشی با آقای حبیب محبیان انجام داده است.

آقای محبیان بفرمائید چه شد كه بعد از ‌یك فاصله طولانی به ایران بازگشتید؟
حس ایران دوستی در وجود من شعله می كشید.مدتها بود كه با خودم كلنجار می رفتم اما هر بار كه تصمیم گرفتم یك مشكل خانوادگی و روزمرگی پیش می آمد.و مانع می شد تا اینكه یك باره همه چیز را كنار زدم و قصد دیار كردم.

habib

شما كه وطن دوست بودی چرارفتی؟
اوایل انقلاب احساس این بود كه فضای مناسبی برای اجرای موسیقی میسر نیست من هم با شدت علاقه ای كه به كار آهنگ سازی و خواندن داشتم تصمیم به رفتن گرفتم اما باید به جرات بگویم كه متأسفانه آن مدینه فاضله خیالی ۱۵سال مرا از علایقم یعنی موسیقی دور و خانه نشین كرد.جالب اینكه بدانید در این مدت از دو جنبه زجر می كشیدم یكی فاصله از مملكت خود و دیگری از موسیقی.

چه مدت در آنجا كار موسیقی انجام ندادید؟
حدود پانزده سال در منزل درگیر فعالیت های اقتصادی بودم و برای خودم آهنگ می ساختم اما پس از آن با دیدن مشكلات موسیقی های موجود تصمیم گرفتم مجددا كارهای خود را ارائه دهم.

با این روحیه فكر نمی كنیددیر تصمیم به بازگشت گرفتید؟
شاید.اما زندگی در غربت گرفتاری ها و مشكلات خاص خودش را دارد.

چه شد تصمیم برای بازگشت گرفتید؟
فشار غربت و علاقه شخصی به وطن و تشویق همسر و فرزندم برای زندگی در ایران.اما مستحضر هستید از بین بردن زندگی كه با آن همه سختی و مشقت در آمریكا درست كردم به شدت و ریسك پذیر بود. من برای رسیدن به اهدافم ضررهای زیادی متحمل شده ام اما اینبار بالاخره با هر دشواری كه بود توانستم تمام زندگی خود را در آنجا رها كرده و به سمت اصالت واقعی خود یعنی كشورم بازگردم،ضمنا متوجه شدم كه حاكمیت نظام با هنر و موسیقی مخالف نیست بلكه با ابتذال و دور شدن از فرهنگ مردم مخالف است.

ایران و زندگی در آن با تمام خاطرات و فرهنگ و عقاید دینی و مذهبی در واقع شروع دوباره زیستن پس از سه دهه دوری و غربت است كه برای من لذت و شیرینی وصف ناپذیر عجیبی به همراه دارد.

تعبیر و نگاه سی ساله شما نسبت به ایران چیست؟
مردم دوست داشتنی ایران همیشه لبریز از احساس ،محبت و مهربانی هستند در هیچ كجای دنیا این زندگی سراسر عاطفه و نوع دوستی و باهم بودن را ندیدم.اراده قوی این ملت واقعا غرورآفرین است. باور كنید ایران به یك قدرت بلا منازع تبدیل شده است .این باعث فخر ایرانیان است.

habib-mohammad02

یعنی ورود شما به این دلایل بستگی داشت؟
بلی،اما مسائل دیگری هم دخیل بود از جمله تهاجم بی منطق و مبتذل به فرهنگ و به ویژه موسیقی ایرانی .متأسفانه هر چند وقت یكبار متوجه می شدم كه فلان خواننده بعد از كسب شهرت در ایران از كشور خارج شده و به كشورهای دیگر و شبكه های ماهواره ای پناه می برند.من برگشتم تا به آنهایی كه سودای رفتن دارندثابت كنم كه آنجا خبری نیست هیچ كجای دنیا كشور خود آدم نمی‌شود.

حالا كه برگشتید قصد دارید مجددا به عالم هنر برگردید؟
فعلا بدنبال آرامش زندگی و لذت بردن از موهبت معاشرت با مردم بزرگوار و صمیمی و آداب و رسوم ارزشمندی كه مدتها با آن فاصله داشته ام ،هستم.از آنجا كه من هم مثل همه ایرانیان متعلق به این سرزمین هستم ،چنانچه بتوانم خدمتی در جهت رشد و شكوفایی موسیقی كشورم داشته باشم با كمال میل ادای دین می كنم البته در این مدت حدود یكسالی كه در ایران هستم تقاضای همكاری در زمینه هنر را در چارچوب‌قوانین و مقرارت كشور داشته ام.

یعنی برای فعالیت مشكلی ندارید؟
ببینید من هیچگاه به دنبال ابتذال نبوده ام حتی قبل از انقلاب در طول این سی سال هم تلاش كرده ام هیچگاه از معیارهای اصولی موسیقی كلاسیك و فاخر و فرهنگ اصیل ایرانی خارج نشوم بنظرم همیشه نحوه فعالیت من با بقیه متمایز بوده . شماسابقه كارهای من را ملاحظه كنید. من همیشه و در هر حالتی با عقاید و باورهای خودم زندگی كردم . من این حرف را برای اینكه به ایران آمدم نمی زنم بلكه در طول این سی سال گذشته كارنامه ام كاملا واضح و روشن است.وقتی كه طی سالهای قبل آثاری در مورد رزمندگان ،امام علی (ع)،عید غدیر و چندین قطعه مذهبی دیگر كه خواندم در ایران نبودم كه گفته شود بخاطر اینكه تأییدی بگیرم آنها را اجرا كرده ام. در واقع اجرای این كارها صرفا‌ به خاطر اعتقادات من بوده ،در عین حال از فضایی كه در ایران برای كسانی كه بخواهند به اصل خویش برگردند.بوجود آمده و از لطف مردم و مسئولان تشكر می‌كنم.

آیا این اواخر كار جدیدی از خود ارائه كرده اید كه از طرف شبكه های تلویزیونی پخش شده باشد؟
نه به هیچ وجه . الان حداقل بالغ بر ۲سال است كه هیچ همكاری نداشته و اساسا‌من با هیچ شبكه ای قرار دادی ندارم و رسما‌به همه شبكه های ماهواره ای اعلام كرده ام موافق پخش برنامه هایم در آن شبكه‌ها نیستم . اما علی رغم این اقدام ممكن است شبكه ای این درخواست را رعایت نكرده باشد كه متقابلا‌ من هم باید راهكارهای قانونی عدم پخش آثارم را در آن شبكه ها پیگیری كنم.

اما كارهایی كه از شما مطرح می كنند كه با برخی ارزش های مورد قبول مردم همخوانی ندارد در این رابطه چه توضیحی دارید؟

همانطور كه اشاره كردم من شخصا تاكنون تلاش كرده ام در آثارم هنجارشكنی نشود و سعی كرده ام ارزش های مورد قبول مردم را رعایت كنم اما از جانب تهیه كننده یا طرف قرار دادم متاسفانه ممكن است تنها در چند اثر (از مجموعه حدود ۱۳۰اثر تولید شده‌)این موضوع رعایت نشده باشد كه این كار صرفا‌ توسط قرار دادم بوده و این تنها به فضای نامناسب لس آنجلس بر می گردد و اینجانب در آن نقشی نداشتم . در واقع اثر خریداری شده به نحوی میكس شده كه برای فروش در شبكه های ماهواره ای جذاب باشد و این كار به من ربطی نداشته است .در عین حال جا دارد كه از این بابت از مردم عزیز عذر خواهی كنم ،اما همانطور كه در محتوای روند كلی تولیدات من مشخص می باشد در اكثریت قریب به اتفاق در كار‌هایم من این مراقبت و حساسیت وجود داشته است . زیرا همیشه خود را پایبند ارزش‌های ملت خوب و با صفای خودم می دانم مضاف بر اینكه كارهایی نیز قبل از انقلاب اجرا كرده ام كه محتوای مذهبی داشته است.

شما در حال حاضر با این سابقه چه پیغامی برای نسل جدید این هنر دارید؟
در موسیقی و محتوای اشعار سلامت نفس و احترام به ارزش های انسانی و فرهنگی كشور قبل از هر چیزمهم است .نسل جدید باید بداند موسیقی یك زبان انتقال فرهنگ است.پس در انتخاب شعر ،آهنگ و اجرا باید دقت عمل داشته باشند زیرا یك هنرمند از توانایی وجودی و ذاتی خود بر خواسته و تنها اثر اوست كه ماندگار است. پس در تولید آن دقت عمل اجتناب ناپذیر است و باید تلاش كنیم كه فرهنگ اصیل خودمان را تولید و با زیبایی هر چه بهتر منتقل كنیم.

سمیه قاضی‌زاده/راه مردم

منبع سایت:melodymag

گروه های راک

melodymag

یادداشتی درباره کنسرت The Wall راجر واترز  اجرا شده در شهر استانبول را با هم در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم.

  • دیواری برای شهدای جهان:

شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: سال ۱۳۸۵/۲۰۰۶ هنگامی که راجر واترز در دبی کنسرتی برگذار کرد بسیاری باور نمی کردند که اکثر حاضرین از ایرانیان علاقمند به او باشند که با شوق و علاقه ای وصف ناشدنی برای دیدن اسطوره ی فراموش نشدنی دنیای راک به این شهر رفتند و با دیدن اجرای بی نظیرش و همخوانی با او شبی فراموش نشدنی را رقم زدند.
در پی بیست و پنجمین تور اروپایی، این هنرمند انگلیسی ۶۹ ساله این بار در قالب اجرای آلبوم جاودان “دیوار” در شهر استانبول به روی صحنه رفت تا بار دیگر با اجرایی بی نظیر این فرصت را برای طرفداران بی شمار خود در ایران نیز فراهم آورد تا او را در یکی از کشورهای همسایه ، بر روی صحنه ببینند . به طوری که علاقمندان از ماه ها قبل اقدام به خرید اینترنتی و یا حضوری بلیت این کنسرت نمودند و از ساعت ها پیش از اجرا در استادیوم دانشگاه فنی استانبول حاضر شدند . بلیت ‌های کنسرت از ۸۶ دلار آغاز و تا ۵۰۰ دلار برای ردیف‌های اول فروخته شد. تور کنسرت‌های واترز هفت سال پیش با نام «نیمه ی تاریک ماه» در این شهر نیز برگزار شده بود و بیش از ۱۸‌هزار نفر تماشاگر آن بودند.
به گواه حاضرین ایرانی در کنسرت ۲۰۰۶ دوبی ، تنها عده ی انگشت شماری از اعراب اماراتی برای تماشای اجرای آن سال آمده بودند ، اما دیوار امسال شاهد حضور گسترده ی ترک های طرفدار راجر واترز و گروه پینک فلوید بود و از آن جایی که سال هاست شهر استانبول تبدیل به مقر ثابت اجرای کنسرت توسط گروه ها و هنرمندان مطرح جهان شده شور حال دیگری را از همان ابتدا در خود نشان می داد …

جرج راجر واترز پس از جدا شدن «سید بارت» رهبر پیشین گروه راک افسانه ای پینک فلوید وظیفه ی سرپرستی، ترانه سرایی و آهنگسازی گروه را بر عهده گرفت و با تهیه ی آلبوم های تکرار نشدنی و مفهومی چون : ، نیمه ی تاریک ماه ، کاش اینجا بودی ، پژواک ها ،حیوانات، دیوار و بُرش نهایی ،… خود و اعضای گروه را به اسطوره های بی بدیل سبک راکِ پیش رو در تاریخ موسیقی بدل کرد و پس از جدا شدن از پینک فلوید نیز به اجرای آثار پیشین و ارائه آلبوم های جدید و برگزاری کنسرتهای متعدد ، این بار به طور شخصی پرداخت و اکنون بیش از ۳ دهه است که بر قله ی موسیقی راک جهان ایستاده است.
melodymag

اما یکی از دلایل محبوبیت او و گروه پینک فلوید ، نگاه خاص و انتقادی آثارشان به شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه بوده و امروزه راجر واترز یکی از اصلی‌ترین چهره‌های موسیقی جهان است که به مسائل حقوق‌بشری حساسیت ویژه نشان می دهد و چندین سال است که کنسرت هایش تبدیل به جایگاهی برای بیان دیدگاه های انتقادی او نسبت به بی عدالتی ها و خشونت موجود در جهان شده و اینچنین تفکرات و بینشی است که راجر واترز را جدا از یک نوازنده ، موسیقی دان و راک استار موفق ، به یک شخصیت اجتماعی تاثیر گذار در جهان تبدیل نموده است .

این‌بار نیز در کنار جذابیت‌های منحصر به فرد راجر واترز در اجرای پر قدرت آثار ، صدای رسا و انرژی بی همتایش که در واپسین سال دهه ی ششم زندگی به او توانایی خواندن آهنگ طولانی و بسیار مشکل “محاکمه” را به صورت تمام کمال داده بود ، بر طبق سال های گذشته اتفاقات ویژه ای هم بر روی دیوار و صحنه ی کنسرت او رخ داد؛او که همواره در جدال با سیاست های تجاوز گرانه ی اسرائیل بوده این بار نیز با جلوه های مخصوص خود به بیان این موضوع پرداخت و با توجه به رسالت سال های اخیرش این بار او نیمه شب یکشنبه چهارم اوت۲۰۱۳ با به تصویر در آوردن صحنه ها و عکس هایی که در طول کنسرت بر روی دیوار نقش می بست چشمان بسیاری از تماشاگرانش را اشک‌آلود کرد. راجر واترز عکس تک‌تک قربانیان درگیری های اخیر میدان تقسیم استانبول را به نمایش گذاشت و کنسرتش را نیز به قربانیان خشونت در ترکیه تقدیم کرد. وی بر روی صحنه به زبان ترکی اعلام کرد که این کنسرت را تقدیم می‌کند به«همه ی آن‌هایی که جانشان را بر اثر خشونت، ترور دولتی و جنگ از دست داده‌اند».هزاران تماشاگر ترک نیز چندین بار با سر دادن شعار معروف Bu Daha Başlangıç Mücadeleye Devam که در پی درگیری های میدان تقسیم از آن استفاده می کردند به ابراز احساسات پرداختند.
پخش تصاویری از کشته شدگان جنگ و قهرمانان ملل مختلف ، از فدریکو گارسیا لورکا تا ویکتور خارا و گاندی ، از به قتل رسیدگان هندو تا سربازان آمریکایی کشته شده در جنگ های افغانستان و عراق.
melodymag

اما برای ما نکته ی جذاب و تاثیرگذار کنسرت های اخیر واترز توجه ویژه ی او به ایران است و بر همین منوال بخش بزرگی از کنسرت امسال نیز به پخش تصاویری از کشته شدگان و شهدای ایرانی مربوط می شد او زمان زیادی را به نمایش تصاویری از شهید چمران، شهید باکری، شهید حسین فهمیده ،محمد مختاری، داریوش فروهر و حوادث سال‌های اخیر ایران اختصاص داد. او همچنین عکس کاوه گلستان و چند تن دیگر از شخصیت های مطرح ایرانی را به عنوان قربانیان خشونت به نمایش گذاشت .
همچنین تصاویری از آلبوم دیــوار پینک فلوید که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد و با تاثیرات اجتماعی و سیاسی که برجای گذاشت، به یکی از مهم‌ترین آلبوم‌های دوران خود تبدیل شد از دیگر نکات این کنسرت بود.
«دیوار» پس از انتشار موفق به دریافت ۲۳ لوح تقدیر شد و ترانه‌های آن تا مدت‌ها در صدر فهرست پرفروش‌ترین آهنگ‌های موسیقی جهان قرار گرفتند. کنسرت‌های راجر واترز تا سال ۲۰۱۲ مبلغ ۱۵۸‌میلیون دلار در سراسر دنیا فروش داشته و تور«The Wall Live» او به عنوان پردرآمدترین تور موسیقی سال ۲۰۱۲ انتخاب شد.
melodymag

واترز خود در مورد ايده ی اجراي ديوار مي گويد: «زمان زيادي طول کشيد تا من بر ترس دوران کودکي ام فايق شوم. بر اثر مرور زمان توانستم تدريجا داستان ترس ها و ترديدهايم را بازگويم. تمسخر، تحقير، تنبيه در کودکي و در نمايي کلي تر ناسيوناليسم، نژادپرستي، تبعيض جنسيتي و بنيادگرايي. اجراي جديد ديوار تلاشي است براي مطرح کردن دوباره خطرات مخمصه اي که ما همگي در آن در حال زندگي هستيم. ممکن است بگويند من زيادي رويابين هستم ولي مسلما در اين راه تنها نيستم. براي گراميداشت ياد پدرم و ديگر کشته شدگان راه عشق در کشورهاي مختلف، عکس هاي آنها را براي اجرايم انتخاب کردم تا بتوانم با خانواده هاي قربانيان خشونت احساس همدلي کنم. من با کمک هنر نهايت تلاشم را براي سرافرازي و فراموش نشدن کشته شده هايمان و اعتراض به نبودنشان انجام خواهم داد».
به گفته ی او لابی صهیونیسم در این سال‌ها همواره تلاش کرده است تا شرایط کار کردن برای او را دشوار کند و در مواقعی سالن‌های مهم شهرهای آمریکایی را برای اجرا در اختیار او قرار نداده اند. با این حال او همچنان در طول جلسات مطبوعاتی پیش از برگزاری تور جدیدش بر این موضوع پافشاری کرده است.
راجر واترز ۶۹ ساله در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی الجزیره اعلام کرده بود که به جنبش دی.بی اس پیوسته است؛ جنبشی که پیشتاز تلاش‌ها در سراسر جهان، برای گسترش «تحریم همه‌جانبه علیه اسراییل» است.
واترز در مصاحبه اخیر خود با الجزیره گفت: «دیگر جان به لب شده‌ایم. باید کارهای عملی کرد» و از همه هنرمندان جهانی نیز خواست که دیگر در اسراییل برنامه اجرا نکنند تا روزی که «اشغالگری» از سوی اسراییل علیه فلسطینی‌ها پایان یابد.

منابع :

وب سایت رسمی خبرگزاری الجزیره انگلیسی
www.roger-waters.com
کتاب دیوار تالیف ابراهیم نبوی

خوانندگان متال

led-zeppelin-reunion

«رابرت پلنت» که بسیاری او را برترین خواننده تاریخ راک می‌دانند در سال ۱۹۴۸ در وست‌برمویچ انگلستان متولد شد. پلنت تمامی ویژگی‌های لازم یک خواننده بزرگ موسیقی راک را دارد؛ صدایی پرقدرت که به خوبی می‌تواند محدوده‌ی آن را کنترل کند و بار احساسی شعرها را با استفاده از آن به تماشاگر انتقال بدهد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی علاقه‌ی رابرت پلنت به خوانندگی از کودکی در او نمایان بود. او درباره‌ی آن دوران می‌گوید: «زمانی‌که کودک بودم، به هنگام کریسمس در پشت پرده‌ی خانه مخفی می‌شدم و سعی می‌کردم ادای «الویس پریسلی» را در بیاورم. آن پرده و پنجره فرانسوی تصاویری است که من از ده سالگی خود به یاد دارم. و من همیشه می‌خواستم دقیقن همان نقش را بازی کنم.»
هنرمندان بسیاری از خوانندگی رابرت پلنت الهام می‌گرفتند از جمله خوانندگانی نظیر «سامی هاگار» از «ون هالن»، «جف باکلی»، «فردی مرکوری» از «کویین»، «ان ویلسون» از «هارت» و «گدی لی» از گروه «راش» را می‌توان اشاره کرد که به‌طور کامل تحت‌تاثیر وی بوده‌اند. «هیت پارادر» مجله‌ی معتبر موسیقی متال، رابرت پلنت را در صدر ۱۰۰ برترین خواننده متال تاریخ قرار داده است.
و اما «جیمی پیج» به معنای تاریخ زنده‌ی موسیقی راک و هوی متال است. صدای گیتار پیج به گونه‌ای است که گویی چند گیتار در حال نواختن هستند، سنگینی دست راستش کلیدی است برای شناسایی فوری موسیقی لد زپلین.
ریف‌های یکپارچه‌ی او موجب به وجود آمدن طرح اولیه سبکی شد که بعدها به هارد راک و سپس به هوی متال تبدیل شد. او نخستین بار در سیزده سالگی گیتار به دست گرفت، گیتار را در جریان اسباب‌کشی به خانه جدیدشان در گوشه‌ای از خانه‌ی جدید یافت، خود جیمی پیج گفته که هیچ وقت نفهمیده است که چه کسی گیتار را جا گذاشته بود.
این بزرگ‌ترین گیتاریست تاریخ بندهای راک، چنان نابغه بود که به جز چند مورد محدود، هرگز آموزش گیتار ندید و کاملن خودآموخته بار آمد. اما نخستین بار با شنیدن آهنگی از الویس پریسلی بود که جیمی پیج مشتاقانه به فکر نوازندگی گیتار افتاد.
led-zeppelin

نخستین سکوی پرش جیمی پیج کار در گروه افسانه ای «یاردبردز» بود. «اریک کلپتون» عضو این گروه بود و برای همین جیمی پیج همیشه هم‌کاری‌هایی با این گروه داشت. برای همین پس از این‌که کلپتون گروه را ترک کرد نخستین گزینه برای جایگزینی او جیمی پیج بود، اما پیج به دلیل بیماری‌اش از عضویت در گروه سرباز زد و دوستش «جف بک» را معرفی کرد. البته این پایان کار نبود. در کنسرت گروه «یاردبردز» در آکسفورد، بیسیست گروه، «پل اسمیت» به‌طور ناگهانی گروه را ترک کرد و چون کس دیگری آنجا نبود و برای این‌که اجرا به هم نخورد، پیج به عنوان بیسیست روی صحنه رفت و در کنار جف بک، سازی را که هرگز ننواخته بود در دست گرفت و نواخت. و این‌گونه بود که او هم وارد یاردبردز شد.
همکاری پیج با یاردبردز طولانی نشد و او این گروه را ترک کرد و به فکر تاسیس گروهی جدید افتاد. خود وی در این مورد بعدها گفت: «از زمانی‌که در یاردبردز بودم کلی ایده در ذهنم بود، یاردبردز به من اجازه می‌داد تا در اجراهای زنده زیادی شرکت کنم و همین موقع بود که من دفترچه‌ای از ایده‌هایی که سرانجام در گروه بعدی‌ام استفاده کردم تشکیل دادم. علاوه بر این ایده‌ها من می‌خواستم به موسیقی، تاروپودی آکوستیک بدهم. درنهایت من می‌خواستم موسیقی مورد نظرم تلفیقی از بلوز، هارد راک و موزیک آکوستیک باشد که با یک خوانندگی سنگین (هوی) همراه باشد. (تلفیقی که پیش از آن هرگز انجام نشده بود.) کلی سایه روشن در موسیقی. گروه مورد نظر جیمی پیج، لدزپلین نام گرفت. در این سطور از مرد بزرگی حرف می‌زنیم. اصلن تاریخ نوازندگی راک، یعنی جیمی پیج، اریک کلپتون، جف بک و البته، جیمی هندریکس.
آهنگی «پلکانی به بهشت» اثر لد زپلین با هنرنمایی جیمی پیج، در سال ۲۰۰۵ از طرف مجله بسیار معتبر «گیتار ورلد» به‌عنوان بهترین سولوی گیتار تاریخ انتخاب شده است و این در حالی‌ست که کنسرت آلبوم «خانه‌های مقدس» (۱۹۷۳) در فلوریدا با نزدیک شصت هزار تماشاگر، رکورد گروه بیتلز در جذب تعداد تماشاچی شکسته است.
در نظرسنجی  یکی از معتبرترین کانال‌های رادیویی پخش موسیقی راک، یعنی «پلانت راک» در بریتانیا، آهنگ «پلکانی به بهشت» از لد زپلین به‌عنوان برترین آهنگ تاریخ موسیقی راک انتخاب شده است. این انتخاب از سوی طرف‌داران پروپاقرص موسیقی راک از سراسر دنیا صورت گرفت. آهنگ «پلکانی به بهشت» در ۱۹۷۱ ساخته شده و موفق شده ۷۰ درصد از مجموع آرای شنوندگان این رادیو را به‌دست آورد.
«پلانت راک» که یکی از مشهورترین ایستگاه‌های رادیویی موسیقی راک است آهنگ‌های راک دهه‌های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میلادی را برای علاقمندان موسیقی به‌صورت دیجیتال و بر روی اینترنت در طول شبانه روز پخش می‌کند .در میان ده آهنگ نخست، دو آهنگ دیگر از لد زپلین در مکان ششم و هشتم این نظرسنجی قرار دارند.

                                               منبع:http://melodymag.com/

انواع سبک های راک و متال

melodymag

هِوی مِتال زیرگونه‌ای از موسیقی راک است که با جدا شدن شاخه هارد راک از راک آغاز شد. گروه‌ها و نوازندگانی هم‌چون جیمی هنریکس نوازنده توانای گیتار، رونی جیمز دیو و گروه‌هایی همانند لِد زپلین، بِلَک سَبَث، مَنو وار و وَسْپ در گسترش و تشکیل این شاخه موسیقی تأثیر داشتند.
سازهای استفاده شده در این سبک موسیقی به طور عمده گیتار برقی، گیتار بیس و درامز هستند که در شاخه‌های مختلف سازهای دیگر همانند ویولن، ویولن‌سل ,کیبورد و گیتارهای آکوستیک به این مجموعه اضافه می‌شود. پس از گذشت چند سال از تشکیل اولین گروه‌ها در این سبک، متال نه تنها به صورت یک موسیقی قوی بلکه به ساختاری برای بیان عقیده‌های افراد که معمولاً ساختار اعتراضی داشت مبدل شد. متون قوی و تأثیر گذار پینک فلوید اگرچه در آن زمان در سبک متال اجرا نشدند اما پایه گذار مکتب اعتراض در موسیقی بودند که توانست هدف اصیل موسقی بلوز را از ابتدا با گیتارهای سیاه پوستان شنیده می‌شد را زنده کند. پس از ورود این ساختار به موسیقی متال افراد زیادی با مقاصد سیاسی اجتماعی و فرهنگی و مذهبی شروع به نواختن کردند.

موسیقی هوی متال خود به چند شاخه دیگر گسترش یافت که گاه به این مجموعه «موسیقی متال» یا بطور خلاصه «متال» نیز گفته می‌شود. از زیر شاخه‌های این سبک می‌توان از:
• بلک متال (انگلیسی: Black metal)
• کلاسیک متال (انگلیسی: Classic metal)
• دت متال (انگلیسی: Death metal)
• دووم متال (انگلیسی: Doom metal)
• فولک متال (انگلیسی: Folk metal)
• گلم متال (انگلیسی: glam metal)
• گوتیک متال (انگلیسی: Gothic metal)
• گریندکور (انگلیسی: Grindcore)
• اینداستریال متال (انگلیسی: Industrial metal)
• نئو-کلاسیکال متال (انگلیسی: Neo-classical metal)
• نو متال (انگلیسی: Nu metal)
• پاور متال (انگلیسی: Power metal)
• پراگرسیو متال (انگلیسی: Progressive metal)
• اسپید متال (انگلیسی: Speed metal)
• سمفونیک متال (انگلیسی: Symphonic metal)
• ترش متال (انگلیسی: Thrash metal)
• کریستین متال (انگلیسی: Christian Metal)

  • هوی متال

این سبک در اواسط دهه ۷۰ و پس از نفوذ هارد راک موجود در بریتانیا به امریکا شکل گرفت و در واقع همان هارد راک ولی با سلیقه امریکایی بود که در آن‌جا به آن کوردهای سنگین تر و شعرهای اعتراض‌آمیزتر اضافه کردند و سبک جدیدی به نام هوی متال را به وجود آوردند. این سبک ریشه گرفته از بلوز و راک است که در آن بلوز کمرنگ شده و دیگر فراز و نشیب ریتم‌ها در آن از بین رفته ولی همان اثر روانی و حتی قوی‌تر را در شنونده به وجود می‌آورد. در این سبک هم مانند بقیه سبکهای راک گیتار نقش محوری دارد.
از گروههای و خوانندگان موفق این سبک می‌شود به این موارد اشاره کرد:
Ozzy Osbourne – Manowar – Black Sabbath – Motorhead – Iron Maiden – WASP

  • ترش متال

Thrash Metal: این سبک را اصلی‌ترین سبک مشتق از هوی متال می‌دانند. گیتاری پرخاش‌گر، سرعتی، تکنیکی، جوی سنگین که عموماً چیزی ناموزون و فراتر از ملودی می‌نوازد. چیزی که شاید در اوایل کار با Speed Metal یکسان به حساب می‌آمد. اما گروههایی مثل متالیکا و مگادث که جزو بهترین‌های این سبک بودند چیزی فراتر از این را به نمایش گذاشتند که شامل ریفهای قوی گیتار بود.
از گرههای موفق و معروف این سبک می‌شود به موارد زیر اشاره کرد:
Megadeth – Sodom – Slayer – Testament – Sepultura – Pantera – Kreator

  • پاور متال

Power Metal :پاور متال سبکی بسیار ریتمیک و ملودیک و با سرعت نسبتاً بالا در جمع سبک‌های موسیقی متال به شمار می‌آید. از ویژگی‌های این سبک می‌توان به آواز بسیار ملودیک با صدای نسبتاً زیر و شفاف, و در عین حال قوی و قدرتمند، استفاده از گیتار سولو‌های هم‌زمان و به کار بردن Double Bass Drum اشاره نمود. البته گروه‌هایی نیز چون Children of Bodom یا Kalmah موسیقی ملودیک این سبک را با سبک آوازی موسیقی ملودیک دث متال درآمیخته‌اند. فضای این موسیقی عموماً حالتی حماسی و سرشار از انرژی دارد و داستان‌های فانتزی از جمله مهم‌ترین تم‌های مورد علاقه موسیقی‌دانان پاور متال به شمار می‌آید.
Hammerfall- Blind Guardian – Symphony X – Children Of Bodom – Manowar- Iced Earth

  • دوم متال

Doom Metal: سبکی که سهم تکنیک را در آن بسیار بالا می‌دانند. سبکی بسیارآرام، وحشت آور و با یک حس سنگین. از گیتاری سنگین برای القای این حس در این سبک استفاده می‌کنند.دووم متال دارای چند زیر شاخه می‌باشد که از آن جمله می‌توان به : Drone Doom. Funeral Doom. Sludge Doom. Black Doom. Experimental. Death Doom. Traditional Doom. Stoner Doom. Gothic Doom. اشاره کرد. از گروههای و خوانندگان خوب این سبک می‌شود موارد زیر را نام برد:
Morphia – Anathema – Desire – Paradise Lost – My Dying Bride – Dawn of Dreams – Shape Of Despair – Monolithe – Void Of Silence – Khanate – Disembowelment – Unholy – Worship

  • آلترناتیو متال

Alternative Metal: به عقیده بسیاری از کارشناس‌ها Alternative را شاید بتوان مستقل تر از باقی سبکهای متال در نظر گرفت. سبکی که از دل هوی متال که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال است بیرون آمده‌است. سبکی که همان گیتار هوی متال را دارد اما کمی با خواست عمومی منطبق‌تر است. با توجه به نوع موسیقی که ارائه می‌دهد از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع می‌شود. سبکی که در بدو ورودش در بردارنده Garage Punk، Funk، Rap، Industrial و چندی دیگر بود. این سبک را به درست یا غلط گاه NEW METAL و یا AGGRO METAL هم نام می‌برند.ریشه اصلی موسیقی Alternative Metal برخلاف سایر سبک‌های اصیل موسیقی متال، در موسیقی Grunge نهفته شده‌است و بدین سبب بسیاری آن را به عنوان یک زیر شاخه از موسیقی اصیل متال نمی‌شناسند.
از گروههای برجسته این سبک می‌شود به موارد زیر اشاره کرد:
Korn – System Of A Down – Tool – Godsmack – Static-X

melodymag

 

  • دث متال

Death Metal: سبکی‌ست که از دل Thrash بیرون آمده‌است. دارای موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه‌های مرگ، درد و وحشت از نظام اخلاقی یهودا – مسیحی دارد. موسیقی که اشعار حزن‌انگیز آن با صدای بلند و خشن ادا می‌شود. موسیقی که سرشار از ملودی‌های زیبا و قوی است و از مشخصه‌های آن، سولوهای با تکنیک و سرعت بالاست و همانند بسیاری از شاخه‌های متال به مهارت فراوان در نوازندگی احتیاج دارد. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هواداران زیادی نباشد، اما جزو قوی‌ترین سبکهای موسیقی متال به حساب می‌آید. این سبک خود را بی شک مدیون گروه Death می‌داند، به طوری که چاک شلداینر، پایه‌گذار گروه Death را، پدرخواندهٔ دث متال می‌نامند.
دث متال شامل زیر شاخه‌هایی از این قبیل نیز هست : Melodic Death Progressive Death Death/Thrash Old School Death ِGrindcore Gore/Death از گروههای موفق این سبک میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
Death – Morbid Angel – Deicide – Six Feet Under – The Crown – Children Of Bodom – Autopsy – Cannibal Corpse

  • اینداستریال متال

Industrial Metal: سبکی که به خاطر وجود ریتمهای سنگین که به صورت مستمر تکرار می‌شوند و Distortion بالا که یادآور کار یک‌نواخت و پرسروصدای ماشینها در محیط صنعتی است Industrial نام گرفته و تلفیقی از موسیقی Electronic و متال است. از گروههای موفق در این زمینه به موارد زیر میتوان اشاره کرد :
Rammstein – Marylin Manson – Rob Zombie / White Zombie – Ministry – Devin Townsend

  • اسپید متال

Speed Metal: سبکی که شاید در اوایل دهه ۸۰ جزو پرطرفدارترین مشتقات Heavy به حساب می‌آمد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی‌ترین خصیصه آن به حساب می‌آید. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله‌های سریع و دقیق به گیتار دارد. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica، Slayer، Megadeth و Anthrax از آن سود بردند.

  • گوتیک متال

Gothic Metal: سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock را با صدای بلند و خشن هوی متال پیوند می‌زند. از ویژگی‌های این سبک می‌توان به استفاده گسترده از صدای زنان و سازهایی چون ویولون, هارپسیکورد و فلوت اشاره کرد. موسیقی گوتیک متال که عموماً در گام‌های مینور ساخته می‌شود فضایی بسیار ملودراماتیک و غمناک دارد. تم‌های عاشقانه و مذهبی و مسائل مربوط به مرگ و پس از مرگ, از موضوعات مورد علاقه موسیقی دان‌های این سبک به شمار می‌آید. در بخش‌های نمایشی این سبک به وفور از عناصر داستان‌های کهن اروپایی مانند جادوگران, خون آشام ها, اژدها و غیره استفاده می‌گردد. از گروه‌های تأثیر گذار در این سبک می‌توان به این موارد اشاره کرد : Tristania – Moonspell – Ashes You Leave – Havayoth – Draconian – The Sins Of Thy Beloved – Nightwish

  • بلک متال

نیازی به توضیح بلک متال دیده نشد. اکثراً این نوع موسیقی را می‌شناسند. بعضی از زیر شاخه‌های بلک متال عبارت‌اند از :
Melodic Black Metal. Depressive And Suicidal Black Metal. Raw Black Metal. Noise Black Metal. Ambient Black Metal. Symphonic Black Metal. Old School Black Metal. از گروه‌های معروف در این زمینه می‌توان به : Mayhem. Dimmu Borgir. Darkthrone. Marduk. Satyricon. Khold. Nargaroth. اشاره کرد.

  • کریستین متال

Christian Metal: این نوع سبک معمولا مختص باور های مذهبی بوده و بیان کننده عقاید مذهب و دین میباشد. این سبک نیز از اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی پدید آمد. از جمله گروه های موفق در این زمینه میتوان به: Petra .Oil .Betrayal .Neon Cross .Saint اشاره کرد.

                                                         منبع:melodymag.com

راک استار

 

دالای لاما

چند روز گذشته یکی از مهمترین رویدادهای موسیقی جهان در جریان بود. جشنواره موسیقی گلاستنبری. بزرگترین جشنواره سالیانه موسیقی بریتانیا که در جنوب غرب انگلستان در فضای باز به مدت ۵ روز برگزار شد. یکشنبه آخرین روز این رویداد بزرگ موسیقایی بود. جشنواره گلاستنبری(Glastonbury) یک جشنواره پنج روزه موسیقی است که در پیلتون واقع در سامرست انگلستان برگزار می‌شود. در کنار موسیقی معاصر که مهمترین بخش این جشنواره و علت شهرت جهانی آن است، هنرمندان دیگری از رشته‌های مختلف مثل رقص، تئاتر، سیرک و غیره به اجرای برنامه می‌پردازند. گلاستبری بزرگترین جشنواره موسیقی جهان است که در فضای سبز و آزاد برگزار می‌شود و هرساله بیش از صد هزار نفر در آن شرکت می‌کنند. این جشنواره اولین بار در سال ۱۹۷۰ و یک روز پس از مرگ گیتاریست بنام موسیقی راک جیمی هندریکس (Jimi Hendrix) برگزار شد و از آن پس به جز وقفه‌ای که در دهه هفتاد داشت هر ساله برگزار شده است. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که این جشنواره هر پنج سال یک بار تعطیل است تا به زمین، اهای منطقه و دست اندر کاران آن فرصتی برای استراحت داده شود. گلاستنبری امسال از تاریخ ۲۴ جون یعنی روز چهارشنبه هفته پیش آغاز شد و تا دیروز یکشنبه به مدت پنج روز ادامه داشت. بلیت‌های آن در بیست دقیقه اول به فروش رسید و حدود ۱۳۵ هزار نفر در آن شرکت کردند.

دالای لاما

از جمله مهمترین گروه‌ها و هنرمندانی که امسال در این رویداد اجرا داشتند عبارت بودند از پتی اسمیث، گروه «د هو»/، «فلورنس اند د مشین»/(Florence + The Machine)، «کمیکال برادرز» و کانیا وست (Kanye West). از مهمترین اخبار گلاستنبری امسال که در تمام رسانه‌ها خبرساز شد وعده حضور فیزیکدان برجسته استیون هاوکینگ و رهبر مذهبی تبتی‌ها دالای‌لاما در این جشنواره بود. البته استیون هاوکینگ در نهایت حضور پیدا نکرد و «ایندیپندنت» اعلام کرد عدم حضور او به دلایل شخصی بوده‌است. اما دالای‌لاما رهبر مذهبی بودایی‌ها دیروز یکشنه ۲۸ جون در استیج پیرامید همراه پتی اسمیث( خواننده افسانه‌ای امریکایی روی صحنه رفت و برای تماشاگرانش از خوشبختی و سعادت سخنرانی کرد و گلاستبری را به خاطر شادی و لذتی که همراه دارد ستود. همچنین او صدا و فعالیت‌های پتی اسمیث(Patti Smith) این شاعر پانک را تحسین کرد. پس از او پتی اسمیث با جملاتی صحبت او را خاتمه داد و لایونا ریچی (Lionel Richie ، خواننده قطعه مشهور Hello) برای اجرا روی صحنه رفت. از جمله اجراهایی که در این چند روز خبر ساز شدند اجرای کانیا وست بود.به گزارش گاردین سایمون برودکین کمدین انگلیسی و خالق نقش لی نلسون در میان یکی از آهنگ‌هایی که وست اجرا می‌کرد، روی استیج پرید و شروع به خواندن کرد. نیروهای حفاظتی به سرعت او را از روی صحنه پایین بردند اما وست این قطعه را دوباره از ابتدا اجرا کرد. در واقع این اولین بار نیست که برودکین چنین کاری انجام می‌دهد. او در گذشته نیز یک بار در میان اجرای گروه ایکس فاکتور روی استیج رفته بود و از آنجا که تعداد اعضای این گروه زیاد است برای گروه حفاظتی مدتی طول کشید تا تشخیص دهند برودکین بین اجراکننده هاست و او را پایین بکشند. یک بار هم در ورزشگاه گودیسون به میان تیم منچستر سیتی که در حال گرم کردن خودشان بودند دوید و شروع به تمرین با آنها کرد و در ادامه بازداشت شد.ادامه را نیز بخوانید

 

اما این تنها حواشی اجرای کانیا وست نبود بلکه خودش نیز حرف‌هایی زد که جنجال برانگیز شد. او در اجرایش در گلاستنبری ادعا کرد که «بزرگترین راک استار زنده روی کره زمین است». این جمله تیتر بسیاری از روزنامه‌ها شد و مخاطبان او را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد.

کنسرت دالای لاما

از جمله سایمون کیگان منتقد روزنامه معتبر «میرور» در مقاله ای که عنوانش بود «مسخره‌ترین لحظات کانیا وست در گلاستنبری» در ده شماره که آن‌ها را لیست کرده انتقادات تندی را به این ستاره امریکایی وارد کرد از جمله ادعای او را تمسخر کرد و نوشت «وقتی کانیا گفت بزرگترین ستاره راک زنده دنیا روی استیج است توقع داشتیم با از بین رفتن مه که صحنه را گرفته بود، پل مک‌کارتنی یا شاید میک جگر را ببینیم. واقعا او این حرف را زد؟ فکر می‌کنم دفعه بعد خودش را با لئوناردو داوینچی مقایسه کند.» از دیگر اجراهای جالب امسال در این جشنوارده اجرای گروه «پاسی ریوت» بود.

کنسرت دالای لاما

این گروه که سه سال پیش به دلیل فعالیت‌های اعتراضی‌شان به سیاست‌های پوتین برای دو سال حکم حبس گرفتند و زندانی شدن آن‌ها بسیار خبر ساز شد در این اجرا هم حرکت‌های اعتراضی خود را ادامه دادند. آنها کامیون بزرگی را به زمین اجرا آوردند و روی آن نمایش کوتاهی اجرا کردند و بعد به اجرای موسیقی پرداختند.

سبک های مسیقی

 

                                                                        همه سبک های موسیقی

طی چند مقاله ی گذشته با تعریف کلی موسیقی کلاسیک و موسیقی پاپ تا حدودی آشنا شدیم. و متوجه شدیم که موسیقی را می توان به دو بخش کلی پاپ و کلاسیک تقسیم کرد. موسیقی کلاسیک را می­توان موسیقی تشریفاتی، مجلسی و یا آکادمیک دانست که نهایتا نام موسیقی دقیق را برازنده تر از هر نامی برای آن دانستیم، از طرفی موسیقی پاپ را به طور کلی موسیقی مردمی،  غیر مجلسی و یا مردم پسند دانستیم. هم چنین متوجه شدیم که هر کدام از این دو بخش اصلی موسیقی دارای سبک های متفاوتی هستند،(مانند رمانتیک، مدرن و باروک برای موسیقی کلاسیک و جز، راک و رپ برای موسیقی پاپ). بررسی جداگانه­ی هر کدام از این سبک ها نیاز به وقت زیادی دارد و شاید حتی یک کتاب کامل هم برای توضیح هر کدام از آنها کافی نباشد. در این مقاله صرفا سعی شده تا آشنایی کلی با هر کدام از سبک های مهم موسیقی غربی به وجود آید

موسیقی کلاسیک:

قرون وسطی ـ  اولین سبکی که آثار مکتوبی از آن دوره به جا مانده و حدودا همه گی آثار این دوره مذهبی و کلیسایی­اند. موسیقی در ابتدای این دوره عمدتنامونوفونی (تک صدایی) است و به مرور زمان موسیقی پلی فونی(چند صدایی)در شکل های مختلف در آن اوج  میگیرد.

رنسانس ـ همه­ی هنرها در این دوره سعی بر باز زایی دوره ی یونان باستان نمودند و از آنجا که از موسیقی یونان باستان هیچ اثری بر جا نمانده بود، آهنگسازان در این دوره با توجه به اساطیر یونان، نقاشی­ها و ادبیات بازمانده از آن دوران سعی بر ساخت موسیقی داشتند، از همین دوران بود که تا حدودی موسیقی غیر مذهبی و غیر کلیسایی شروع به رشد کرد. از مهمترین نظریه پردازان و آهنگسازان این دوره می­توان از وینچنزو گالیله(پدر گالیله ی دانشمند) نام برد، که موسیقی پلی فونی را از نظر درک برای عوام سخت می­دانست و معتقد بود که خط ملودی تنها باید به اجرا بپردازد و سایر صداها باید به همراهی ملودی اصلی بپردازند و از همین جا موسیقی هموفونی(یک ملودی با همراهی چند ساز دیگر) شروع به رشد می­کند.

باروک ـ در این دوره خط موسیقایی به طور کامل رشد کرده و حدودن شبیه به خطی شد که امروزه می­شناسیم. موسیقی هموفونی به رشد خود در این دوره ادامه می­دهد و آهنگسازانی نظیر ویوالدی، هندل، آلبینیونی و مارچلو گام های بزرگی در ارتقای موسیقی هموفونی بر می­دارند. از سویی یوهان سباستین باخ موسیقی پلیفونی را به اوج شکوه خود می­رساند و چنان پیشرفتی در موسیقی به وجود می­آورد که موسیقی باروک را به کلاسیک پیوند می­دهد

کلاسیک ـ موسیقی پلیفونی حدودن در این دوره منسوخ میشود و ژوزف هایدن و یوهان کریستین باخ(فرزند باخ)موسیقی هموفونی را گسترش می­دهند. وولفگانگ آمادئوس موتزارت موسیقی کلاسیک را به اوج می رساند و لودویگ فان بتهوفن چنان نو آوریهایی انجام میدهد که نهایتا موسیقی کلاسیک را به رمانتیک پیوند می­دهد. بتهوفن اولین آهنگساز در تاریخ موسیقی غرب است که مستقل از هرگونه اشراف زاده ای یا کلیسایی به آهنگسازی پرداخت و درآمد خود را از راه برگذاری کنسرت، فروش پارتیتور قطعات و آموزش موسیقی به دست آورد. سمفونی های بتهوفن اولین سمفونی های غیر سفارشی هستند.

رمانتیک ـ  در این دوره موسیقی به طور کامل از زیر سلطه­ی کلیسا و اشراف بیرون آمده و برای اولین بار آهنگسازان درآمد اصلی خود را از راه برگزاری کنسرت کسب می­کنند. بندهای موسیقی رها شده و آهنگسازان بیش از هر چیز به بیان احساس در موسیقی هایشان می­پردازند. تعداد آهنگسازان نسبت به دوره­های قبل افزایش چشمگیری پیدا می­کند. از بزرگترین آهنگسازان این دوره می­توان از شومان، شوبرت، لیست، پاگانینی، شوپن، مالر و واگنر نام برد.  واگنر را آغازگر دوره ی مدرن در موسیقی نیز میدانند.

مدرن-  موسیقی مدرن خود شامل سبک­های متفاوتی از جمله امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم، نوکلاسیک و مینیمالیسم است. کلود دبوسی با الهام از نقاشان امپرسیونیستی سعی بر ساخت موسیقی می­کند که احساسات را در هم تنیده بیان کند وتاکیدی بر نقطه ای خاص نداشته باشد و نهایتا این تلاش­های او منجر به ایجاد گام تمام پرده می­شود. آرنولد شوئنبرگ در همین هنگام موسیقی کاملا جدیدی را خلق می­کند که بر تمامی آهنگسازان پس از خودش تاثیر می­گذارد، او از تمام نت های موجود در نظام پرده بندی موسیقی غربی استفاده می­کند و به جای گام از سری نتها استفاده میبرد و سبک اکسپرسیونیسم در موسیقی را ایجاد می­کند. ایگور استراوینسکی از هارمونی مدرن استفاده می­کند ولی ملودی­های شفاف و برجسته­ای مانند دوران کلاسیک میسازد و بنیان­گذار موسیقی نوکلاسیک می­شود. موسیقی نو کلاسیک تا امروز تغییرهای فراوانی یافته، این نوع موسیقی حدودا به طور کامل چه از نظر ملودی و چه از نظر هارمونی به سمت موسیقی کلاسیک رفته، ولی ساز بندیها کمی متفاوت شده، ارکسترهای بزرگ، پرکاشن­های قوی و صدای باس بسیار قدرتمند، از این دسته اند. بسیاری از موسیقی فیلم­های امروزی هالیوود مانند کارهای هانس زیمر،آلن سیلوستری و الکساندر دیسپلنت در این دسته قرار میگیرند (به خاطر داشته باشید که soundtrack به هیچ وجه سبکی از موسیقی نیست. سوند ترک  به موسیقی که تصویر را همراهی میکند می گویند و می تواند در سبک جز، راک، کلاسیک، نو کلاسیک و … باشد). جنبش مینیمالیسم هم نوعی از موسیقی است که در آن استفاده ی محدودی از آکورد ها و نتها می شود و تکرار در آن بسیار یافت می­شود، می توان از فیلیپ گلس به عنوان مهمترین آهنگساز این سبک نام برد.

موسیقی پاپ:

کانتری ـ سبک کانتری به موسیقی محلی آمریکا گفته می­شود که معمولا با یک ساز(گیتار یا ماندولین) و با همراهی یک خواننده اجرا می­شود. این موسیقی را بیشتر کشاورزان برای اوقات فراغت خود و سرگرمی شبانه­ی خود اجرا می­کردند.

بلوز ـ این سبک از نظر صدا دهی تا حدود زیادی شبیه کانتری است با این تفاوت که کانتری بیشتر برای رقص و شادیست و بلوز تا حدود زیادی شامل موسیقی­های محزون م­ شود. تعداد سازهای این سبک هم کمی بیشتر از کانتری است و حداقل یک کنترباس یا گیتار باس و یک طبل کوچک از سازبندی موسیقی کانتری بیشتر دارد.

(احتمالا همه با گروه کیوسک آشنایی دارید، سبک موسیقی این گروه را می­توان مابین کانتری و بلوز در نظر گرفت البته با تفاوت­های کوچکی که فعلابه آنها نمی پردازیم)

جَز ـ موسیقی جَز بر اساس بداهه نوازی های نوازندگان سیاه پوست در بارها در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد. در ابتدا این موسیقی به طور کامل با بداهه نوازی همراه بود، اما کم کم قوانینی بر آن حاکم شد و از میزان بداهه نوازی­ها کاسته شد. کنترباس، درامز، ترومپت و کلارینت از سازهای جدا ناشدنی این سبک موسیقی هستند. بعد ها ساکسیفون هم وارد این سبک شده و تا حدودی جای ترومپت را گرفت و به ساز اصلی و ملودی نواز قطعات جَز تبدیل شد. صدای موسیقی جَز تا حدود زیادی شبیه به بلوز و کانتری است و برای شخصی که تمام عمر موسیقی کلاسیک گوش داده صدایی کاملا جدید و عجیب می­باشد. موسیقی جز به طور کل از نظر غنای هارمونی و پیچیدگی ریتم، در میان سایر موسیقی های پاپ از همه قوی­تر است. در اواخر دهه­ی ۵۰ میلادی جز با موسیقی راک ترکیب شد و سبکی محبوب به نام جَز راک را به وجود آورد.

از بزرگان موسیقی جز میتوان لویی آرمسترانگ، دوک الینگتن، چارلی پارکر و مایلز دیویس(در سبک جَز راک) را نام برد.

پاپ ـ موسیقی پاپ همراه با جنبش پاپ آرت به وجود آمد. صدا دهی سازها و به طور کلی موسیقی در این سبک بسیار شبیه به موسیقی کلاسیک (دوران کلاسیک) می­باشد. با این تفاوت که صدای باس در آن تقویت شدیدی شده و به طور کلی از تمام جوانب موسیقایی از جمله سازبندی، هارمونی، فرم و … نسبت به موسیقی کلاسیک بسیار ساده تر شده است.

سبک های ترنس و دیسکو نیز از زیر مجموعه های این موسیقی می باشند.

راک، متال ـ موسیقی راک از اواخر دهه­ی ۵۰ میلادی آفریده شد. مهمترین خصوصیت این سبک، حضور آمپلی فایرها و ایجاد صداهای دیستورت شده و بسیار بلند است. گیتار الکتریک نقشی بسیار اساسی در این سبک ایفا می­کند. سبک راک به شعر و صدای خواننده وابستگی زیادی دارد، اکثر شعرهای این سبک در اعتراض به وضعیت موجود در آن زمان آمریکا و اروپا بوده است. جوانان با موسیقی راک قصد داشتند تا صدای خود را به نسل های قبلی خود برسانند و تغییرات بزرگی در دنیا ایجاد کنند. بیتل ها، الویس پریسلی و جیمی هندریکس از معروف ترین موسیقی دانان راک هستند.

موسیقی متال در پی راک به وجود آمد و خط مشخص و معینی میان این دو سبک از نظر زمانی نمی توان کشید. متالیکا را می توان معروف ترین گروه متال دانست.

تفاوت میان سبک های پاپ، راک و متال بسیار کم است. در اینجا به چند تفاوت میان این سبک ها اشاره میکنم:

در موسیقی پاپ فرم قطعه معمولن به حالت A-B-A-B یا A-B می باشد، که البته در هر موسیقی ممکن است کمی تفاوت داشته باشد.

در موسیقی راک و متال فرم قطعات معمولن به صورت A-A’-B-A میباشد.

ساز بندی در موسیقی پاپ در قدیم نزدیک به ساز بندی ارکستر کوچک بوده و امروزه بیشتر از ساز های الکترونیکی و سینتی سایزر ها استفاده می شود و اکثرن در کنسرت های پاپ خواننده به تنهایی و شاید تنها با چند ساز اصلی به روی صحنه می رود و سایر صداها از بلندگوها پخش می شوند.

سازبندی موسیقی راک شامل یک درامز راک(معمولن ۹ قطعه)یک یا دو گیتار الکتریک، یک گیتار باس و یک کیبورد می باشد، و در موسیقی متال معمولن از کیبورد استفاده نمیشود، گیتار های الکتریک با افکت های خشن تری به کار گرفته می شوند، صدای گیتار باس هم از حالت معمولی در آمده و معمولن با افکت دیستورشن اجرا می شود و از درامز متال (۱۴ قطعه و بیشتر) در آن استفاده می شود.

با کمی اغماض می توان راک و متال را یک سبک دانست و تفاوتی میان آنها از نظر موسیقایی قایل نشد.

رپ ـ  موسیقی رپ طی چند دهه­ی اخیر رشد چشمگیری داشته و به یکی از محبوب­ترین سبک­های موسیقی بدل گشته است. این سبک ابتدا از اعتراض های ریتم دار سیاه پوستان، بر خلاف تبعیض های نژادی به وجود آمد. از همین رو کاملا مشخص است که این سبک موسیقی کاملاکلام محور است. خواننده در این سبک اصلی­ترین نقش را بازی میکند و سایر ساز ها همراهی کننده ی خواننده هستند.. این همراهی می­تواند تنها توسط یک درامز  و گیتار باس و یا توسط یک ارکستر بزرگ مدرن صورت بپذیرد.

تاریخچه راک در ایران

منشأ راک اوليه را بايد در سرودهاي انجيلي سياهان، سبک ريتم بلوز و همچنين موسيقي جاز (Jazz) جستجو کرد. در دهه 1950 نواي ساکسیفون و گيتار الکتريک با ضرباهنگ قوي به اين موسيقي اضافه شد و سبکي را به وجود آورد که در ابتدا «راک اند رول» و سپس به اختصار «راک» نام گرفت.
اين موسيقي در ظرف نوزده سال چنان محبوبيتي کسب کرد که در سال 1969 در همايشي سه روزه به نام «ووداستاک» توانست بيش از سيصد هزار بيننده را در فضاي باز به خود جلب کند. در اواخر دهه 1970، کم¬کم راک جاي خود را به «هوي متال» داد و بعد هم در دهه 1990 موسيقي «رپ» باب ميل جوانان غربي قرار گرفت.
در موسيقي راک از همان ابتدا ما با دو مسأله‌ي اصلي روبرو هستيم، يکي فرم اين موسيقي از لحاظ علمي و اصول هارموني و دوم ترانه و مضمون اشعاري که اين موسيقي را همراهي مي‌کند.
ترانه در موسيقي راک مي‌تواند به‌ مراتب پراهميت‌تر از فرم موسيقي از لحاظ ساختار هارمونيک باشد چرا که موسيقي راک خود زاييده‌ي شرايط اجتماعي خاص در دهه‌هاي 1950 تا 1990 است و نمود اوليه‌ي اين شرايط در ترانه‌هاي اين چند دهه متجلي شده است. آوازهاي راک که اغلب سراينده و خواننده‌ي آن يکي است، در حقيقت بازتاب شيوه‌ي زندگي آمريکايي، مانند بي بند و باري فزاينده‌ي جنسي بود.
آوازخوانان در آوازهايشان به بيان تجربه‌هاي حاصل از استفاده مواد مخدر و تقلا براي کسب حقوق اجتماعي و همچنين مبارزه با تبعيض نژادي مبادرت مي‌ورزيدند.
آوازخوان و ترانه‌سراي مشهور «باب ديلن» بخش عمده‌ي شهرتش را مرهون خواندن ترانه‌ايست به نام «Blow in the wind»، مضمون اين ترانه اعتراض به تبعيض نژادي است.
به طور کلي مهم‌ترين مسئله در موسيقي راک لحن اعتراض‌آميز و تهاجمي و همچنين خشونتي است که در ترانه‌هاي آن نهفته است. حال اگر شعر و آواز را هم از اين موسيقي برداريم و به موسيقي بدون کلام بيانديشيم، باز هم اعتراض و خلق و خوي تهاجمي در ملودي‌هاي گيتار و ريتم‌هاي درام باقي مي‌ماند. مي‌توان پا را فراتر گذاشت و به جوهره‌ي راک حتي به دور از موسيقي انديشيد. راک يعني انزجار از سقوط انسان و در حقيقت همين انزجار است که اعتراض را به همراه دارد. حال، ساز و آواز و ترانه تنها وسيله‌ايست براي فرياد، فريادي که بسترش گاه حنجره است و گاه سيم‌هاي گيتار.
از طرف ديگر با نگاهي به تاريخ موسيقي راک در مي‌يابيم که راديو و تلويزيون و سينما به عنوان بستري بسيار مناسب در رشد و حرکت اين سبک از موسيقي نقشي بسيار مهم و اساسي را ايفا کرده‌اند. اين روح آزادي‌خواهانه، خشونت و اعتراض نهفته در اين موسيقي بوده که باب ميل جوانان قرار گرفته بود. جواناني که در زير آتش توپخانه‌هاي جنگ جهاني دوم متولد شده بودند و فاجعه‌ي مرگ‌بار و تلخ ويتنام را در پيش رو داشتند.

                                                    منبع:www.iranjewish.com